تحول نظریه ذهن در کودکان کم‏توان ذهنی و عادی: ارتباط آن با سبک دلبستگی و سلامت روان مادران

نویسندگان

1 دکتری روان شناسی و آموزش کودکان استثنایی، استادیار گروه روان شناسی دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران

2 دکتری روان شناسی و آموزش کودکان استثنایی، استادیار گروه روان شناسی دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران

3 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22037/jrm.2017.110889.1598
چکیده

مقدمه و اهداف هدف پژوهش حاضر مقایسه تحول نظریه ذهن در کودکان عادی و کم‏توانی‏ذهنی و تعیین ارتباط آن با سبک‏های دلبستگی و سلامت روان مادران بود. مواد و روش­ ها روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و علی-مقایسه‏ای بود. نمونه شامل 74 کودک با کم­توانی ذهنی و 100 کودک عادی بود که با استفاده از روش نمونه‏گیری تمام­شماری و در دسترس در شهر بیرجند انتخاب شدند. مادران پرسش­نامه سلامت عمومی و پرسش­نامه سبک‏های دلبستگی بزرگسالان را تکمیل کردند، نظریه ذهن کودکان نیز از طریق آزمون نظریه ذهن ارزیابی شد. یافته­ ها نتایج پژوهش نشان داد که بین اکتساب نظریه ذهن در سطوح اول و دوم در کودکان عادی و کم‏توان ذهنی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<)، اما در سطح سوم بین کودکان عادی و کم‏توان ذهنی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). یافته‏های پژوهش حاضر همچنین نشان داد بین نظریه ذهن با سبک دلبستگی و سلامت روان رابطه‏ی معناداری وجود ندارد (05/0<P). نتیجه­ گیری می‏توان نتیجه گرفت بین عملکرد نظریه ذهن کودکان عادی و کم‏توان ذهنی تفاوت وجود دارد، اما بین سبک‏های دلبستگی و سلامت روان مادران با نظریه ذهن رابطه معناداری وجود ندارد.