مبانی مشروعیت قانون اساسی نانوشته

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22054/qjpl.2024.75391.2926
چکیده

اگرچه ایده­ قانون اساسی نانوشته و شناسایی این مفهوم در جوامع با سند نوشته می ­تواند بسیار چالش­زا باشد و حتی به­ عنوان ابزاری برای دور زدن متن قانون اساسی و یا قالبی برای تبیین ماهیت ترجیحات سیاسی و مشروع ­انگاری و موجّه­ سازی اعمالی قرار گیرد که در عرصه­ حقوق اساسی، محل مشخصی برای توضیح ندارند؛ اما پرداختن به این مفهوم و روشنگری در این عرصه نمی­ تواند از نادیده گرفتن آن مخاطره ­آمیزتر باشد. با بررسی منشأ الزام ­آوری و مبانی مشروعیت قانون اساسی نانوشته در خاستگاه اصلی خود است که مرزهای این مفهوم مشخص و راه هرگونه استفاد ترجیحی از این مفهوم گرفته می­ شود. اگر قانون اساسی نانوشته را مجموعه ­ای از قواعد حقوقی در قد و قامت قانون اساسی معرفی کنیم که در متن نوشته قانون اساسی درج نشده ­اند و نه تنها مشروعیت خود را از متن ­نمی­ گیرند بلکه به اصول مندرج در متن نیز اعتبار بخشیده ­اند؛ این پرسش مطرح می‌شود که چنین قواعدی مشروعیت خود را از کجا کسب می­ کنند؟ و منشأ الزام این قواعد چیست؟ در این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ­ای، تلاش شده است با بررسی مفهوم قانون اساسی نانوشته و واکاوی مبانی آن در آبشخور خود، پاسخ مناسبی به پرسش مطروحه داده شود.