بررسی تأثیر نرخ بازدهی تا سررسید اسناد خزانه اسلامی بر بازده بازار سرمایه ایران با استفاده از مدل Quantile-on-Quantile Connectedness

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.22059/frj.2025.388616.1007693
چکیده

هدف: بازار سرمایه یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور به‌شمار می‌رود که در تجمیع سرمایه‌ها و تخصیص بهینه منابع نقشی کلیدی ایفا می‌کند. این بازار، بستری برای تأمین مالی بنگاه‌های اقتصادی فراهم کرده و به رشد و توسعه اقتصادی کشور کمک می‌کند. در این میان، تغییرات نرخ بازده تا سررسید اوراق خزانه اسلامی (اخزا) به‌عنوان یک ابزار مالی بدون ‌ریسک، می‌تواند بر جریان سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه تأثیر بسزایی داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط میان تغییرات نرخ بازده تا سررسید اخزا و بازدهی شاخص‌های کل و هم‌وزن بورس و فرابورس انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که آیا افزایش نرخ بازده تا سررسید اخزا، می‌تواند به کاهش بازدهی شاخص‌های بازار سرمایه منجر شود و این ارتباط چگونه در شرایط مختلف اقتصادی تغییر می‌کند؟ روش: برای پاسخ به سؤال پژوهش، مدل Quantile-on-Quantile Connectedness به‌کار گرفته شد که امکان بررسی روابط نامتقارن و متغیر در طول توزیع‌های مختلف متغیرها را فراهم می‌کند. داده‌های این پژوهش، شامل نرخ بازده تا سررسید اوراق خزانه اسلامی منتشر شده در سه دوره زمانی ۱۳۹۳، ۱۳۹۷ و ۱۴۰۰ و بازدهی شاخص‌های کل بورس، هم‌وزن بورس، کل فرابورس و هم‌وزن فرابورس است. تحلیل‌ها بر اساس داده‌های ماهانه و با تمرکز بر دهک‌های مختلف تغییرات نرخ بازده و بازده شاخص‌ها انجام شد. همچنین، تأثیرهای دوره‌های بحرانی مانند نوسان‌های اقتصادی اواخر سال ۱۴۰۲ نیز در تحلیل‌ها لحاظ شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط میان تغییرات نرخ بازده تا سررسید اخزا و بازدهی شاخص‌های بورس و فرابورس در دهک‌های بالایی و پایینی توزیع، به‌طور قابل‌توجهی نامتقارن است. در دوره ۱۴۰۰، این ارتباط عمدتاً از تغییرات نرخ بازده تا سررسید اخزا به‌سمت بازده شاخص‌ها بوده است. همچنین، با شروع روند صعودی نرخ بازده تا سررسید اخزا در اواخر ۱۴۰۲ و هم‌زمان با کاهش بازدهی شاخص‌ها، شدت این ارتباط نامتقارن افزایش یافته است. این یافته حاکی از آن است که افزایش نرخ بازده اخزا می‌تواند سرمایه‌گذاران را به‌سمت این اوراق جذب و فشار فروش را در بازار سرمایه تشدید کند. در مقابل، در دوره‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۷، جهت ارتباط معکوس بوده و بازدهی شاخص‌های بورس و فرابورس تأثیر بیشتری بر نرخ بازده اخزا داشته است. این امر نشان می‌دهد که در شرایط عادی یا غیربحرانی، نرخ بازده اخزای کمتر، به‌عنوان عاملی تأثیرگذار بر بازار سرمایه عمل کرده و بیشتر تحت تأثیر نوسان‌های شاخص‌های بازار بوده است. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد که در شرایط بحرانی و هنگام افت بازار سرمایه، افزایش نرخ بازده تا سررسید اوراق خزانه اسلامی می‌تواند روند نزولی بازار سرمایه را تشدید کند. از سوی دیگر، در شرایط عادی اقتصادی، تأثیر این نرخ بر بازار سرمایه محدودتر است. بر اساس این نتایج، پیشنهاد می‌شود که بانک مرکزی و سایر نهادهای سیاست‌گذار اقتصادی، سیاست‌های مرتبط با نرخ بهره و اوراق خزانه را به‌نحوی تنظیم کنند که از انتقال گسترده سرمایه‌ها به اوراق بدون‌ریسک و کاهش سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه جلوگیری شود. همچنین، اتخاذ سیاست‌هایی برای تقویت جذابیت بازار سرمایه از طریق تسهیل فرایندهای تأمین مالی و کاهش هزینه‌های آن برای بنگاه‌ها ضروری است. در نهایت، نظارت مستمر بر ارتباط میان نرخ بازده اوراق خزانه و بازدهی بازار سرمایه با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی و تحلیل پیشرفته، می‌تواند به شناسایی و پیشگیری از بحران‌های احتمالی کمک کند. این اقدامات می‌توانند ضمن حفظ تعادل در بازار سرمایه، به رشد اقتصادی پایدار نیز کمک کنند.