بررسی تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی بر ریسک سیستماتیک ۵۰ شرکت برتر بورس اوراق بهادار تهران: رویکرد میانگینگیری مدل بیزی
نویسندگان
1 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد مالی، پردیس بینالمللی ارس، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 دانشیار، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
4 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/frj.2025.382691.1007647چکیده
هدف: ریسک غیرسیستماتیک، از طریق تنوعبخشی سبد داراییها کاهش مییابد؛ از این رو، توجه پژوهشگران و سرمایهگذاران، بیش از پیش به ریسک سیستماتیک و عوامل تعیینکنندۀ آن معطوف شده است. بحران مالی جهانی ۲۰۰۷ با ایجاد آشفتگی گستردۀ اقتصادی و واکنشهای زنجیرهای در بخش مالی، اهمیت ریسک سیستماتیک را بهعنوان عاملی کلیدی در پایداری مالی برجسته ساخت. در نتیجه، بررسی عوامل مؤثر بر ریسک سیستماتیک و درک دقیق آنها، پیشنیازی برای مدیریت مؤثر ریسک به شمار میرود. بتا، بهعنوان معیار ریسک سیستماتیک، در شرکتهای غیربورسی، بهطور مستقیم، از طریق نوسانهای قیمت سهام سنجیده نمیشود و این امر برآورد هزینۀ سرمایه و ریسک نسبی را با چالش مواجه میکند. بنابراین، تدوین مدلی برای پیشبینی ریسک سیستماتیک بر پایۀ متغیرهای کلان اقتصادی، از اولویتهای پژوهشی است. با توجه به کثرت متغیرهای بالقوه، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مهمترین متغیرهای کلان اقتصادی مؤثر بر ریسک سیستماتیک سهام در بورس اوراق بهادار ایران است. روش: با وجود پژوهشهای گسترده در زمینۀ عوامل ریسک سیستماتیک سهام شرکتها، مدلسازی نظری عوامل کلان اقتصادی این متغیر، کمتر در کانون توجه قرار گرفته است و مطالعات موجود، اغلب بر انتخاب دلخواه متغیرهای مستقل، بدون پایۀ نظری جامع استوار است. اختلافنظرهای موجود در خصوص متغیرهای مؤثر، به نتایج ناهمگون در پژوهشهای پیشین انجامیده است. پژوهش حاضر، با بهرهگیری از رویکرد میانگینگیری مدل بیزی (BMA)، اثرهای متغیرهای کلان اقتصادی بر ریسک سیستماتیک شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران را در بازۀ زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ (۷۲ دوره) بررسی میکند. با توجه به یکسان بودن مقادیر متغیرهای کلان برای همۀ شرکتها در هر سال، تحلیل مقطعی کافی نیست؛ به همین دلیل، از ریسک سیستماتیک سبدی متشکل از ۵۰ شرکت فعال برتر بازار استفاده شده است. متغیر وابسته، بتای این سبد است و ۱۴ متغیر کلان اقتصادی بهعنوان متغیر توضیحی بالقوه در نظر گرفته شده است. یافتهها: از میان متغیرهای بررسیشده، هشت متغیر بیشترین تأثیر را دارند. شاخص قیمت اجارۀ مسکن و شاخص قیمت مصرفکننده، بهترتیب رتبههای اول و دوم قرار گرفتند. ضریب میانگین اولی مثبت و دومی منفی است. نرخ بیکاری (با ضریب مثبت) و حجم داراییهای خارجی نظام بانکی (با ضریب منفی) در رتبههای سوم و چهارم قرار گرفتند. نقدینگی با ضریب مثبت در رتبۀ پنجم است. مخارج دولت (اثر منفی) و قیمت سکۀ طلا (اثر مثبت) نیز با احتمال پسین گنجاندن (PIP)، بیش از ۰/۵، بهعنوان متغیرهای ششم و هفتم شناسایی شدند. نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که پیشبینی ریسک سیستماتیک سهام و سبدهای سرمایهگذاری با استفاده از متغیرهایی چون قیمت اجارۀ مسکن، شاخص قیمت مصرفکننده، نرخ بیکاری، داراییهای خارجی بانکی، نقدینگی، مخارج دولت و قیمت طلا امکانپذیر است. این قابلیت، سرمایهگذاران را در مدیریت ریسک سبد یاری میرساند و به سیاستگذاران اقتصادی و مدیران شرکتها کمک میکند تا اقدامات پیشگیرانه و مدیریتی مناسبی برای مقابله با ریسکهای بازار بورس اتخاذ کنند.