چارچوب خلق ارزش در تأمین مالی از بازار سرمایه با رویکرد تحلیل مضمون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت پروژه و ساخت، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت پروژه و ساخت، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/frj.2025.375344.1007596چکیده
هدف: ارزش و خلق ارزش از عناصر اصلی هر استراتژی کسبوکار محسوب میشود و موفقیت شرکتها در گرو خلق ارزشی است که از دیدگاه مشتریان و سایر ذینفعان، معنادار و قابل اتکا تلقی شود. ارزش شرکت بهطور مستقیم مرتبط است با تصمیمهای استراتژیکیای که اتخاذ میکند و یکی از این تصمیمهای مهم، نحوۀ تأمین منابع مالی است. در این میان، بازار سرمایه، بهعنوان یکی از شریانهای اصلی تأمین مالی در اقتصاد، در تخصیص بهینه منابع نقشی کلیدی ایفا میکند. این بازار با برخورداری از ظرفیتهای متنوع، پتانسیل کاهش شکافهای تأمین مالیای را دارد که نظام بانکی بهتنهایی قادر به رفع آنها نبوده است و میتواند طیف گستردهای از ابزارهای تأمین مالی جایگزین را در اختیار بنگاهها قرار دهد. ازاینرو، بیش از یک دهه پس از بحران مالی جهانی، شرکتها تمایل فزایندهای به بهرهگیری از ترکیبی متنوع از ابزارهای تأمین مالی از طریق بازار سرمایه نشان دادهاند. به بیان دیگر، بازار سرمایه در کنار شبکه بانکی، میتواند کمک شایانی باشد برای رفع معضلات تأمین مالی و در پویایی اقتصاد کلان، نقش پُررنگ و مؤثری ایفا کند. افزونبراین، بازار سرمایه، واجد ویژگیهای منحصربهفردی است که علاوهبر پاسخگویی به نیازهای تأمین مالی، میتواند زمینهساز خلق ارزش در سطح شرکت و بستر اقتصادی آن باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی مقولۀ خلق ارزش در حیطه تأمین مالی از بازار سرمایه و ارائه چارچوبی منسجم برای تبیین این مفهوم اجرا شده است. روش: در این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد تحلیل مضمون و در قالب یک مطالعه مرور نظاممند، عوامل مؤثر بر خلق ارزش در تأمین مالی از بازار سرمایه شناسایی و مضامین اصلی مرتبط با آن استخراج شد. سپس بر اساس نتایج حاصل از اجرای روش گروه کانونی، کدهای باز و مضامین شناساییشده، بهطور دقیقتر واکاوی شدند و پس از اولویتبندی، چارچوب نهایی خلق ارزش تدوین شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که مضامین چارچوب خلق ارزش در تأمین مالی از بازار سرمایه، بهترتیب اولویت، شامل افشای اطلاعات و گزارشدهی هدفمند و باکیفیت و یکپارچه، اهرم مالی، حکمرانی شرکتی، عملکرد مدیریتی، تأثیر بر اقتصاد کلان، ریسک و بازده، محافظت از سرمایهگذاران و محرکهای خلق داراییهای ناملموس است. نتیجهگیری: یافتهها بیانگر آن است که در بررسی چارچوب خلق ارزش در تأمین مالی از بازار سرمایه، حتی در صورت تمرکز صرف بر سودآوری، نظریۀ ذینفعان از قابلیت بیشتری در یکپارچهسازی عوامل و مضامین متنوع مرتبط با خلق ارزش برخوردار است. بر این اساس، مدیران و تصمیمگیرندگان حوزۀ تأمین مالی بایستی مفهوم خلق ارزش را بهعنوان مفهومی چندبعدی مدنظر قرار دهند و بهمنظور دستیابی به ارزش پایدارتر، توجه متوازنی به منافع تمامی ذینفعان داشته باشند. افزونبراین، نتایج مطالعه نشان میدهد که بازار سرمایه ظرفیت تحقق خلق ارزش از این منظر را دارد. از سوی دیگر، مقایسۀ نتایج حاصل از مرور نظاممند ادبیات با اولویتبندی مضامین در گروه کانونی حاکی از آن است که مضامینی نظیر افشای اطلاعات و گزارشدهی و حکمرانی شرکتی، در هر دو رویکرد مورد تأیید قرار گرفتهاند، درحالیکه مضامینی مانند محرکهای خلق داراییهای ناملموس، با وجود تکرار و رشد فراوان در ادبیات سالهای اخیر، از دیدگاه گروه کانونی اولویت و اهمیت کمتری داشتهاند. ازاینرو، انجام مطالعات میدانی متناسب با ویژگیهای نهادی و اقتصادی ایران ضروری به نظر میرسد.