کاربرد ژئوشیمی در تشخیص کانیشناسی اولیه و چینهشناسی سکانسی نهشتههای کرتاسه زیرین (آپتین) در برش کوه میش، حوضه زاگرس
نویسندگان
1 گروه علوم زمین، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه علوم زمین، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 معاونت امور اکتشاف، مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران، تهران، ایران
4 گروه علوم زمین، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22071/gsj.2021.298502.1927چکیده
در زون ساختاری زاگرس سازند داریان با سن کرتاسه زیرین (آپتین) به عنوان جوانترین سازند مخزنی گروه خامی بالایی از نظر پتانسیل مخزنی هیدروکربنی دارای اهمیت است. اینسازند در برش سطحی کوه میش 135 متر ستبرا دارد و از لایههای نازک تا ستبر و تودهای سنگآهک، سنگآهک رسی و مارن و شیل تشکیل شده است. در این مطالعه ویژگیهای ژئوشیمیایی رسوبات سازند داریان از دید کانیشناسی اولیه و کاربرد دادههای ژئوشیمیایی استخراج شده از عناصر فرعی (Fe, Mn, Na, Sr) در تشخیص سطوح چینهای مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات سنگنگاری منجر به شناسایی 13 ریز رخساره شد که در یک پلتفرم کربناته نوع رمپ در چهار نوع محیط رسوبی از رمپ درونی، رمپ میانی، رمپ بیرونی و بخش ژرف حوضه رسوب کردهاند. سه سکانس رسوبی رده سوم که در مجموع 6 دسته رخساره را دربر میگیرند بر اساس پراکندگی عمودی رخساره، تغییرات نمودار گامای سطحی، الگوهای برانباش رخسارهها، و تغییرات رو به بالا در پاراسکانسها شناسایی شد. ژئوشـیمی عناصـر اصلـی و فرعـی بیانگـر کانیشناسـی اولیـه آراگونیتـی بـرای کربناتهـای سـازند داریان است. رسم نسبت Sr/Ca در برابر Mn نشان از ﺗأﺛﯿﺮ دﯾﺎژﻧﺰ در یک ﺳﯿﺴﺘﻢ دﯾﺎژﻧﺰی نیمه ﺑﺴﺘﻪ با نسبت متوسط تبادل آب به سنگ (W/R) است. تغییرات مقادیر عناصر آهن و منگنز با پراکندگی دسته رخسارهها (system tracts)، توالیهای رسوبی و مرزهای چینهای، در کربناتهای سازند داریان در ارتباط بوده و روند تغییرات در بیشترین میزان عناصر یادشده و کمترین میزان آنها به ترتیب بر سطوح حداکثر غرقابی و مرزهای سکانسی منطبق است. میتوان بر اساس تغییرات میزان عناصر فرعی برای بررسی سطح لایه، مرزهای توالی و همچنین حالتهای اکسیداسیون و احیا استفاده کرد.