ریسک سیستمی بخش غیرمالی و کاربرد آن در مدیریت ریسک پرتفو: رویکرد ریزش مورد انتظار نهایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
2 استاد گروه حسابداری، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
3 استادیار گروه مدیریت دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان اصفهان ایران
doi
10.22059/frj.2025.377227.1007607چکیده
هدف: ریسک سیستمی با سرایت بین بخشهای مختلف بازار، باعث ایجاد بحران و بیثباتی مالی در اقتصاد میشود؛ از اینرو شناخت، اندازهگیری، کنترل و مقابله با ریسک سیستمی ضرورت دارد. از آنجا که نهادهای مالی با تمامی نهادها ارتباط وسیعی دارند و میتوانند ریسک را انتقال و گسترش دهند، عمدة پژوهشهای انجام شده در حوزة ریسک سیستمی، به بخش مالی اختصاص پیدا کرده است و ریسک سیستمی بخش غیرمالی کمتر در کانون توجه بوده است. از سوی دیگر نهادهای غیرمالی نیز با یکدیگر و با بخش مالی ارتباطات وسیعی دارند، در نتیجه اهمیت سیستمی برای بخش غیرمالی نیز بهصورت بالقوه موضوعیت دارد. با توجه به اهمیتی که ریسک سیستمی در ثبات و پایداری اقتصاد دارد و نظر به جایگاه نهادها و صنایع غیرمالی در اقتصاد جامعه، بایستی اهمیت سیستمی نهادها و صنایع غیرمالی ارزیابی و تبیین شود. همچنین شناخت محرکهای ریسک سیستمی در شرکتهای غیرمالی به شناخت بهتر شرکتهای غیرمالی مهم سیستمی، اخذ تصمیمات اقتصادی و تدوین قوانین مناسب متعاقب کمک میکند. از طرفی، در تصمیمات مدیریت ریسک پرتفو، اغلب از معیارهای ریسک انفرادی نهادها استفاده شده و سرایت ریسک بین نهادها در نظر گرفته نشده است؛ بنابراین مقتضی است که برای مدیریت بهتر ریسک پرتفو، ریسک سیستمی نیز در تصمیمها لحاظ شود. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر، بررسی جامع ریسک سیستمی بخش غیرمالی از چهار منظر متفاوت است؛ بدین منظور اهمیت سیستمی شرکتهای غیرمالی بررسی شد و شرکتها از نظر ریسک سیستمی رتبهبندی شدند؛ همچنین اهمیت سیستمی صنایع مختلف بازار سرمایۀ ایران نیز بررسی و رتبۀ تمامی صنایع از نظر ریسک سیستمی مشخص شد. بهعلاوه، ویژگیهای خاص شرکتی مرتبط با ریسک سیستمی شرکتهای غیرمالی شناسایی و در پایان کاربست ریسک سیستمی توسط سبدگردانان، سرمایهگذاران و سیاستگذاران در مدیریت ریسک پرتفو تبیین شد.روش: ریسک سیستمی در پژوهش حاضر، توسط معیار ریزش مورد انتظار نهایی (MES) اندازهگیری شد و تحلیلها در سطح شرکت، صنعت و پرتفوهای تصادفی صورت پذیرفت؛ بدین منظور ۲۸۴ شرکت مالی و غیرمالی، بهعلاوۀ صنعت مالی و صنایع غیرمالی و ۳ گروه پرتفو جداگانه که هر گروه پرتفو، مشتمل بر ۱۰۰ پرتفو تصادفی است، در دورۀ زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۱ بررسی شدند. اهمیت سیستمی شرکتها و صنایع غیرمالی، بهترتیب از طریق مقایسۀ میانۀ معیار MES بین شرکتهای غیرمالی و شرکتهای مالی و همچنین، صنایع غیرمالی و صنعت مالی مشخص شد. با انجام رتبهبندی، بااهمیتترین و کماهمیتترین شرکتها و صنایع از نظر سیستمی تعیین شدند. بهعلاوه، بهمنظور شناخت ویژگیهای خاص شرکتی مرتبط با MES در شرکتهای غیرمالی در سطح مقطعی و در طول زمان، از روش رگرسیونی جدید اثرهای تصادفی درونی بینابینی استفاده شد که اثر هر ویژگی خاص شرکتی را بهطور همزمان، در دو بُعد مقطع و زمان بر ریسک سیستمی ارزیابی میکند و در پایان، بهمنظور ارزیابی تأثیر اهمیت سیستمی شرکتها و وزن تخصیصیافته به شرکتهای مهم سیستمی بر ریسک پرتفو، میانۀ معیارهای ریسک نامطلوب بین گروههای مختلف پرتفویی مقایسه شد.یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که شرکتهای غیرمالی و صنایع غیرمالی دارای اهمیت سیستمی هستند؛ همچنین نتایج تحلیلی جداگانه روی شرکتهای بزرگ بازار سرمایه، حاکی از آن است که اهمیت سیستمی شرکتهای غیرمالی بزرگ با اهمیت سیستمی شرکتهای مالی بزرگ، تقریباً برابری میکند. بهعلاوه در دورۀ زمانی پژوهش شرکتهای فولاد مبارکه اصفهان و معدنی دماوند، بهترتیب بااهمیتترین و کماهمیتترین شرکت از نظر سیستمی بودهاند و صنعت لاستیک و پلاستیک و صنعت دارو نیز، بهترتیب بااهمیتترین و کماهمیتترین صنعت از نظر سیستمی بودهاند. از طرفی، ویژگیهای خاص شرکتی بتا، ارزش در معرض خطر، حسابهای دریافتنی، اندازه، نگهداشت نقدینگی، تقسیم سود نقدی، داراییهای ثابت مشهود و وابستگی مالی خارجی، بهصورت مستقیم و معناداری با MES مرتبط هستند. همچنین، نتایج نشان میدهد که اهمیت سیستمی شرکتها و میزان سرمایهگذاری در شرکتهای مهم سیستمی، بر ریسک نامطلوب پرتفوهای سرمایهگذاری تأثیرگذار است.نتیجهگیری: بهمنظور حفظ ثبات اقتصادی، بایستی ریسک سیستمی بخش غیرمالی همچون بخش مالی مدنظر قرار گیرد. بهطور مثال با شناخت محرکهای ریسک سیستمی در شرکتهای غیرمالی، میتوان به کنترل ریسک سیستمی کمک کرد. سرمایهگذاران، متولیان و قانونگذاران صندوقهای سرمایهگذاری با لحاظکردن ریسک سیستمی تمامی شرکتها در تصمیمهای خود، باعث مدیریت بهتر ریسک پرتفو میشوند.