رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت، راهبردهای مقابله ای، و حمایت اجتماعی با افسردگی در میان زنان مبتلا به سرطان سینه تحت درمان های پیگیرانه

نویسندگان

1 استادیار گروه روان شناسی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی، گروه روانشناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران

3 گروه روانشناسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران

doi
10.22037/jrm.2017.110740.1496
چکیده

مقدمه و اهداف سرطان سینه شایع­ترین و از نظر عاطفی و روانی تأثیرگذارترین و بعد از سرطان ریه دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در بین زنان است. مشکلات روان­شناختی ناشی از این بیماری دارای تاثیرات بلندمدتی بوده و با عوامل بسیار زیادی در ارتباط است، از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین راهبرد‌های مقابله­ای، پنج عامل بزرگ شخصیت و حمایت اجتماعی ادراک­شده با افسردگی در میان زنان مبتلا به سرطان سینه انجام شده است. مواد و روش‌‌ها روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و به روش نمونه­گیری در دسترس تعداد 175 نفر از زنان مبتلا به سرطان سینه به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شده و به پرسش­نامه­های افسردگی بک (1998)، پنج عامل بزرگ شخصیت (1992)، حمایت اجتماعی ادراک­شده (1998) و پرسش­نامه مقابله با شرایط استرس­زا (سبک‌های مقابله­ای) (2002) پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از رگرسیون گام­به­گام تحلیل شد. یافته‌ها نتایج ضرایب همبستگی محاسبه­شده نشان داد که بین روان‌رنجور‌خویی و افسردگی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (01/0P<). بین عامل گشودگی به تجربه، انعطاف­پذیری (01/0P<) و برونگرایی (05/0P<) نیز با افسردگی، همبستگی منفی و معناداری مشاهده شد. بین عامل هوشیاری و افسردگی هیچ رابطه معناداری از لحاظ آماری به دست نیامد. بین حمایت اجتماعی و سبک مقابله­ای مسئله­مدار با افسردگی رابطه منفی و معناداری وجود داشت (05/0P<). همچنین بین سبک حل مسئله هیجان­مدار و اجتنابی (05/0P<) با افسردگی رابطه مثبت و معنادار بود. بر اساس نتایج به دست آمده روان‌رنجور‌خویی و سبک حل مسئله هیجان­مدار قادر به پیش­بینی افسردگی در زنان مبتلا به سرطان سینه هستند. نتیجه ­گیری بر اساس یافته­های پژوهش حاضر زنان مبتلا به سرطان سینه­ای که روان‌رنجور‌خویی بالاتری داشته و بیشتر از سبک حل مسئله هیجان­مدار استفاده می­کنند، نشانه­های مشکلات خلقی را با شدت بیشتری تجربه می‌کنند.