کارکرد هویت فرهنگیِ شاهنامه فردوسی در تأمین امنیت روانی جامعه ایران(مطالعه موردی: شادی)

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی ایران

doi
10.22034/amn.2024.372
چکیده

امروزه در پژوهش‌های ایران‌شناسی، مطالعات میان‌رشته‌ای با ترکیب دانش‌ها و تخصص‌های گوناگون ترکیبی جدید ایجاد می‌کند تا دانش‌ها مکمل یکدیگر شوند و بتوانند نسبت به یکدیگر هم‌افزایی داشته باشند و دانشی نو را تولید کنند. دانش روان‌شناسی در شاهنامه، ازجمله موضوعاتی است که به‌گونه‌ای مستقل، کمتر به آن پرداخته‌شده است. ازآنجاکه ادبیات فارسی در طـول تاریخ ایران‌زمین، آیینه تمام نمای اوضاع فکـریِ سیاسی، اجتماعی و به‌ویژه فرهنگی این سرزمین در دوره‌های گوناگون تاریخیِ است، پژوهش در آن می‌تواند گنجینه‌ای ارزشمند برای شناخت فرهنگ ایران و تولید دانش و نظریه‌هـای جدید و بومـی باشد، شاهنامه فردوسی، گنجینه‌ای ارزشمند از ذخیره فرهنگ و تمدّن ایران، در حوزه مسائل ایران‌شناسی است که امروزه می‌تواند در شناخت مسائل و تولید دانش بومی امنیت روانی بسیار مؤثر باشد؛ ازاین‌رو، شادی، یکی از مؤلفه‌های هویت فرهنگی ایرانی در شاهنامه فردوسی است که با ترکیب دانش روان‌شناسی، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی فرهنگی و ادبیات فارسی، می‌تواند با بومی‌سازی به تولید دانش امنیت روانی برای جامعه ایرانی یاری برساند؛ بنابراین این پژوهش با این پرسش آغاز می‌گردد که «مؤلفه فرهنگ ایرانیِ شادی در شاهنامه چه کارکردی می‌تواند در تأمین امنیت روانی جامعه داشته باشد؟». با توجه به یافته‌های پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و روش تجزیه‌وتحلیل استدلال استقرایی، موضوعاتی مانند «خداپرستی، دادگری و عدالت‌گستری، دانش‌اندوزی و تخصص‌گرایی، خردمندی، نام‌داری، بخشندگی، ناپایدار بودن دنیا، امید به زندگی، رضایت از زندگی و مثبت‌اندیشی، نکوهش دنیاپرستی، امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، بردباری و شکیبایی، فرهنگ ایرانی و دیگر ویژگی‌های پسندیده اخلاقی»، فرضیه پژوهش را شکل می‌دهند.