مدل ارزیابی مالی شرکتهای بیمه در مدیریت ریسک خسارتهای ادعا شده در شرایط عادی و بحرانی
نویسندگان
1 استادیار، گروه پژوهشی بیمههای اموال و مسئولیت، پژوهشکده بیمه، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه پژوهشی بیمههای اموال و مسئولیت، پژوهشکده بیمه، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2026.404825.1007807چکیده
هدف: شرکتهای بیمه از جنبۀ بازرگانی، مانند سایر بخشهای اقتصاد، برای حداکثرسازی سود خود فعالیت میکنند؛ اما شرکتهای بیمه با دیگر شرکتها و بنگاههای مالی تفاوتهایی دارند. بهدلیل پوشش ریسک سایر بخشها توسط این شرکتها و درنتیجه، تمرکز ریسک در این بخش، عملکرد آنها برای ماندگاری در فعالیتهای اقتصادی آسیبپذیرتر میشود. بنابراین، حساسیت ارزیابی عملکرد این شرکتها از منظر ریسک و مدیریت آن، در مقایسه با سایر بنگاههای اقتصادی و مالی دو چندان است. نسبتهای سنتی توانگری مالی کفایت سرمایه را میسنجند؛ اما لزوماً تضمینکنندۀ نقدینگی لحظهای در زمان وقوع خسارتهای فاجعهبار و دارای دمکلفت (Fat-tail) نیستند. هدف این پژوهش، توسعۀ مدلی برای ارزیابی تابآوری شرکتهای بیمه در مواجهه با ریسک خسارتهای ادعا شده، تحت دو سناریو شرایط عادی و بحرانی، بدون پیشفرضهای اولیه، روی توزیع خسارتهای شرکت است. روش: رویکرد این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، تمامی شرکتهای بیمۀ عمومی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازۀ زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ است. نمونه آماری، براساس امکان دسترسی به دادهها و صورتهای مالی فصلی شرکتها انتخاب شد. دادههای استفاده شده در این پژوهش، عبارتاند از: صورتهای مالی ۳ ماهه شرکتهای بیمه و اطلاعات داخلی شرکتهای بیمه، شامل تعداد کل بیمهنامههای صادره، کل مبلغ حق بیمههای صادره و دریافتی، تعداد کل و مبلغ کل خسارت پرداختی با تواتر فصلی. برای حذف اثر تورم، مقادیر متغیرهای مربوط به مبالغ خسارت و همچنین داراییها با استفاده از شاخص قیمت مصرفکننده، حقیقیسازی و سپس با فیلتر تفاضلگیری لگاریتمی، روندزدایی شدند. در مرحلۀ بعد، توزیعهای آماری مناسب به دادهها برازش شد و درنهایت با تعریف و محاسبۀ سه شاخص وضعیت خطر شرکت بیمه، نسبت پوشش ریسک در شرایط عادی و نسبت پوشش ریسک در شرایط بحرانی، وضعیت شرکتها بررسی شد. یافتهها: نتایج تحلیل از برتری قدرت توضیحدهندگی شاخصهای پیشنهادی، در مقایسه با نسبت توانگری ساده حکایت میکند. بر اساس یافتهها، حتی در شرایط دستیابی به نسبت توانگری استاندارد (سطح یک)، ناتوانی در مدیریت کیفیت داراییهای نقدشونده میتواند به ورشکستگی پنهان منجر شود. نتیجهگیری: مدل پیشنهادی اثبات میکند که مدیریت ریسک نقدینگی باید بهعنوان یک مکمل ضروری برای نسبت توانگری در نظر گرفته شود. بهکارگیری این مدل به نهادهای ناظر اجازه میدهد تا پیش از وقوع ورشکستگی، هشدارهای اولیه را شناسایی کنند.