نقش و جایگاه تردید حرفهای حسابرسان در بازار سرمایۀ ایران با رویکرد پدیدارشناسی
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
4 استادیار گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.22059/frj.2025.395539.1007752چکیده
هدف: برای حسابرسان آموزشدیده، طبیعی و غریزی است که اطلاعات مالی شرکتها را زیر سؤال ببرند و همواره این حساسیت در آنها وجود دارد که اعداد بر چه اساسی محاسبه شدهاند؟ آیا همان چیزی هستند که به نظر میرسند؟ از اینرو، میتوانیم بگوییم شکگرایی نه تنها در قلب حسابرسی، بلکه در قلب اکثر حسابرسان نیز وجود دارد. در نتیجه میتوان ادعا کرد که تردیدگرایی جزء لاینفک فرایند حسابرسی است. این را نیز باید یادآور شد که اصرار به تردید حرفهای بیشتر از حسابرسان نیز، نه واقعبینانه است و نه مفید. با توجه به محدودیتهای حسابرسی از منظر زمانی و بودجهای، حسابرسان نمیتوانند و نباید برای همیشه به پرسیدن سؤال ادامه دهند. حسابرسان باید حسابرسی را با نگرش تردید حرفهای برنامهریزی و اجرا کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش و جایگاه تردید حرفهای حسابرسان در بازار سرمایۀ ایران با رویکرد پدیدارشناسی است. روش: پژوهش حاضر از منظر نتیجۀ اجرا، جزو پژوهشهای توسعهای است که تلاش میکند، پژوهشهای قبلی صورت گرفته در زمینۀ تردید حرفهای حسابرسان را توسعه و بهبود دهد. همچنین، از منظر فرایند اجرا، جزو پژوهشهای کیفی از نوع پدیدارشناسی است. طی مصاحبۀ ساختاریافته با ۱۳ نفر از خبرگان، از جمله حسابرسان عضو جامعۀ حسابداران رسمی که در کمیتۀ حسابرسی شرکتهای بورسی بودند یا در این شرکتها نقش مشاورهای داشتند، ۲۲ کد یا مفهوم تردید حرفهای در گزارشگری مالی ایران شناسایی شد. سپس پیامدهای رعایت این ۲۲ مفهوم در قالب پیامدهای مرتبط با بازار، گزارشگری، محیطی و حسابرسی ارائه شد. شایان ذکر است که مصاحبهها بهصورت هدفمند و طی سال ۱۴۰۳ صورت گرفت. یافتهها: بر اساس نتایج، مفاهیم بهدستآمده برای تردید حرفهای حسابرسان عبارتاند از: موقعیت حرفهای حسابرسان، زیانده بودن شرکت، ضعف در روندها و الگوهای مالی شرکت در گذشته، عدم توان بازپرداخت بدهیها، ضعف کنترلهای داخلی، عدم رعایت یکنواختی اصول و استانداردهای حسابداری، تضاد منافع بلندمدت میان مدیران و حسابرسان، معاملات با اشخاص وابسته، شناخت درآمد، ارزشیابی موجودی مواد اولیه، موجودی کالای ساخته شده و در جریان ساخت، شناخت و اندازهگیری ذخایر مرتبط با عملیات شرکت، شناخت و اندازهگیری داراییهای زیستی مولد، ارز حاصل از صادرات و نوسانهای شدید ارزی، عدم شناسایی کاهش ارزش حسابهای دریافتنی، تسهیلات و ذخایر مرتبط با آن، نوع اظهارنظر تعدیل شده در سنوات قبلی، حسابرسی نخستین، بهای سرویسهای جانبی دریافتی طی سال مورد گزارش، هزینههای جذب نشده تولید، سرمایهگذاری، کاهش سود عملیاتی نسبت به سال قبل، تجدید ارزیابی داراییهای ثابت، شناسایی بهای تمام شده کالای فروش رفته، داراییهای در جریان تکمیل، ذخیرۀ تعهدهای بازنشستگی کارکنان، سیستمها و کنترلهای فناوری اطلاعات. از بین این مفاهیم، زیانده بودن شرکت و شناسایی بهای تمام شدۀ کالای فروش رفته، رتبههای اول و دوم را کسب کردند. در ادامه، بهترتیب کاهش سود عملیاتی نسبت به سال قبل، ارزشیابی موجودی مواد اولیه، موجودی کالای ساخته شده و در جریان ساخت، شناخت درآمد، معامله با اشخاص وابسته، عدم رعایت یکنواختی اصول و استانداردهای حسابداری، شناخت و اندازهگیری ذخایر مرتبط با عملیات شرکت، ارز حاصل از صادرات و نوسانهای شدید ارزی، عدم شناسایی کاهش ارزش حسابهای دریافتنی، ۱۰ عامل مهمی هستند که در کانون توجه افراد ذینفع و ذیحق به گزارشهای حسابرسی با مفهوم تردید حرفهای قرار دارند. نتیجهگیری: قبل از اینکه سهامداران و ذینفعان شرکتهای بورسی برای سرمایهگذاری یا خروج سرمایهگذاری اقدام کنند، بهتر است که بهخاطر ارزشافزوده، به گزارش حسابرسان دقت کنند. هر یک از بندهای گزارش حسابرسان، گویای تردید حرفهای آنها به عملیات شرکت است.