حذف فسفات، فلوراید و کلسیم از شیرابه دفنگاه زباله سراوان با استفاده از فرایند رسوب زیستی کلسیم کربنات
نویسندگان
1 گروه علوم خاک، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 گروه علوم خاک، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 گروه علوم خاک، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
4 گروه علوم خاک، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
doi
10.22059/ijswr.2023.364169.669556چکیده
در سالهای اخیر روشهای دوستدار محیطزیست در مدیریت مواد شیمیایی خطرناک موجود در شیرابه مکانهای دفن زباله به منظور جلوگیری از ورود آنها به منابع آبهای سطحی و زیرزمینی موردتوجه قرار گرفته است. این پژوهش در سال 1401 در دانشگاه گیلان انجام شد. ابتدا یک باکتری اورئولیتیک با توانایی ترسیب کلسیم کربنات از شیرابه دفنگاه سراوان جداسازی شد. سپس پتانسیل آن در کنار باکتری شاخص اسپوروسارسینا پاستوری در حذف یونهای فسفات، کلسیم و فلوراید از شیرابه در فرایند رسوب زیستی کلسیم کربنات (MICP) بررسی شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل 2×2×3 در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار (36 نمونه) اجرا شد. فاکتورها شامل باکتری سیمان کننده در سه سطح (بدون مایهزنی، مایهزنی با سویه جدا شده از شیرابه و مایهزنی با اسپوروسارسینا پاستوری)، اوره در دو سطح (صفر و دو درصد) و کلسیم کلراید در دو سطح (صفر و 50 mM) به عنوان فاکتور سوم بودند. بیشترین درصد حذف فسفات (93 درصد) در تیمار بدون باکتری و اوره و در حضور کلسیم کلراید مشاهده شد. اما برای حذف فلوراید به حضور باکتریهای اورئولیتیک نیاز بود به طوریکه در تیمارهای دارای باکتری شاخص و جدا شده در حضور اوره و کلسیم کلراید به ترتیب 77 و 48 درصد فلوراید حذف شد که به ترتیب 4/14 و 9 برابر حذف فلوراید در تیمار شاهد بود. در تیمارهای دارای باکتری شاخص و جدا شده به ترتیب 93 و 90 درصد کلسیم شیرابه حذف شد. اگرچه درصد حذف فسفات، کلسیم و فلوراید در حضور باکتری شاخص نسبت به باکتری جدا شده بیشتر بود اما تفاوت چشمگیری بین آنها در حذف یونها دیده نشد. بنابراین، با توجه به اینکه استفاده از ریزجانداران بومی، علاوه بر کاهش هزینهها، نگرانی زیست محیطی بسیار کمتری را نیز نسبت به گونههای شاخص ایجاد میکنند، میتوان از آنها برای حذف مواد خطرناک موجود در شیرابه در فرایند MICP استفاده کرد.