چارچوب سیاستی برای ارتقای سواد مالی در ایران
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2024.379352.1007623چکیده
هدف: در عصر حاضر، سواد مالی یکی از دانشها و مهارتهای ضروری زندگی شناخته میشود؛ بهطوری که در کشورهای توسعهیافتۀ جهان، هر فردی باید از سطح مطلوبی از سواد مالی برخوردار باشد. اهمیت این موضوع تا حدی است که تاکنون بیش از ۶۰ کشور جهان سیاستها و استراتژیهای ملیای را برای ارتقای سواد مالی طراحی کردهاند و برنامههای مشخصی را در این راستا در دستور کار خود قرار دادهاند. کشور ما نیز از این قاعده مستثنا نیست. ارتقای سواد مالی در ایران، بهخاطر شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، اهمیت بسزایی دارد؛ زیرا افزایش آگاهیها، دانش و مهارتهای مالی در افراد، خطاهای مالی آنان را کاهش میدهد، تصمیمگیریهای درست مالی را در آنها تقویت میکند، به آنان احساس اعتمادبهنفس میدهد و در رسیدن به رفاه و امنیت مالی آنها را یاری میکند. علاوهبر اینها میتواند برای بهبود وضعیت کلان اقتصادی و اجتماعی کشور نیز مفید باشد، ثبات اقتصادی جامعه را تضمین کند و افراد جامعه را بیشتر با سیاستهای اقتصادی و مالی همراه کند. از اینرو ضروری است که در حوزۀ سیاستگذاریهای عمومی نیز، این موضوع در دستور کار نهادهای بالادستی قرار گیرد و سیاستهای ارتقای سواد مالی احصا شود و بهترین و مطلوبترین سیاستها در این حوزه مبتنی بر فرهنگ بومی ایرانی ـ اسلامی ما تدوین شود. روش: پژوهش حاضر که با جمعآوری اسناد سیاستی و استراتژیهای ملی دیگر کشورها و نیز با استفاده از مصاحبۀ نیمه ساختار یافته با استادان، متخصصان و صاحبنظران مدیریت مالی، سواد مالی و سیاستگذاری اجرا و با شیوۀ تحلیل مضمون کیفی، تحلیل شده است، سعی دارد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که چارچوب سیاستی برای ارتقای سواد مالی در ایران چیست؟ یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش، چارچوب سیاستی برای ارتقای سواد مالی در ایران را میتوان بر اساس چهار حوزۀ اصلی پیریزی کرد که هر یک از این حوزهها، از چند حوزۀ فرعی تشکیل میشود. این حوزهها عبارتاند از: ۱. پیشنیازهای سیاستی (شامل پیشنیازهای قانونی، مالی، اجرایی و فرهنگی)؛ ۲. اهداف سیاستی (شامل اهداف آموزشی، اقتصادی و سیاسی ـ اجتماعی)؛ ۳. الزامات سیاستی (شامل الزامات محتوایی، مخاطبشناسی، متخصصپروری و ارزیابی)؛ ۴. ابزارهای سیاستی (شامل ابزارهای سنتی و کلاسیک، نوین و حمایتی ـ تشویقی). این چارچوب میتواند بهعنوان طرحی جامع برای سیاستگذاری در زمینۀ ارتقای سواد مالی در ایران استفاده شود. نتیجهگیری: برنامههای ارتقای سواد مالی در هر کشوری باید متناسب با شرایط خاص آن کشور طراحی شود. با توجه به شرایط خاص ایران، چارچوبی را که این پژوهش بر اساس الگوهای بینالمللی و نظرهای خبرگان داخلی ارائه کرده است، میتواند راهنمای مناسبی برای سیاستگذاران در تدوین و اجرای سیاستهای مؤثر بومی در این زمینه باشد.