توسعه مدلهای چندعاملی قیمتگذاری داراییها با استفاده از رویکرد رگرسیون آستانهای و عوامل مبتنی بر ریسک اعتباری
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان اصفهان ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی مالی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.
doi
10.22059/frj.2024.375819.1007594چکیده
هدف: پژوهش حاضر بهدنبال توسعه و بهبود مدلهای قیمتگذاری آستانهای با هدف ارتقای عملکرد مدلهای چندعاملی رایج در حوزۀ پژوهشهای قیمتگذاری داراییهاست. در سه دهۀ اخیر، روند توسعۀ مدلهای قیمتگذاری در حوزۀ پژوهش مالی، عمدتاً بر مبنای ناهنجاریهای قیمتگذاری بوده است. این مدلها بر اساس مدلهای قبلی توجیه نمیشوند و بهعنوان عوامل جدید به مدلها اضافه شدهاند. این روند تکاملی به ظهور صدها عامل مبتنی بر ناهنجاریهای موجود در مدلهای پیشین منجر شده است. با توجه به فراوانی متغیرهای احتمالی تأثیرگذار بر بازدهی داراییها و اهمیت ویژۀ رعایت اصل «اختصار» در توسعۀ مدلهای قیمتگذاری، ضروری است که بهدنبال مدلهایی با حداقل تعداد عامل و بیشترین توضیحدهندگی مطلوب باشیم. در راستای اصل فوق، این پژوهش بهدنبال توسعۀ مدلهای قیمتگذاری آستانهای نوین است که در آن، عامل پیشنهادی بهصورت هدفمند برای بعضی از شرکتها و نه همۀ آنها مورد استفاده قرار میگیرد. با انجام آزمونهای مقطعی دقیق و رگرسیون مقطعی آستانهای، تأثیر آستانهای متغیرهای کلیدی مانند ریسک اعتباری بر نرخ بازده مورد انتظار با توجه به متغیر آستانۀ نسبت بدهی، بهطور جامع بررسی میشود. انتظار میرود که تأثیر متغیرهای ریسک اعتباری یا اضطراب مالی بر نرخ بازده مورد انتظار، برای سطوح مختلف بدهی داراییها، بهطور معناداری متفاوت باشد. در صورت معنادار بودن اثر آستانهای نسبت بدهی، میتوان در آزمونهای سری زمانی، عاملهای مربوط به ریسک اعتباری را بهطور هدفمند، تنها برای دستهای از داراییها با ویژگیهای مشخص استفاده کرد. هدف نهایی و اساسی این پژوهش، توسعۀ مدلی نوآورانه است که بهجای حضور یک عامل بهصورت صفر و یک در مدل قیمتگذاری، حضور عامل برای بعضی از داراییها را بر اساس شرایط و معیارهای مشخص در نظر بگیرد. روش: برای بررسی عملکرد مدلهای قیمتگذاری آستانهای، از دادههای شرکتهای بازار سرمایۀ ایران در بازۀ زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ بعد از اعمال فیلترهای رایج برای آزمون مدلهای قیمتگذاری استفاده شده است. بهمنظور بررسی اثر آستانهای در بررسی عملکرد مدلهای قیمتگذاری، از تکنیکهای رگرسیون آستانهای و برای آزمون فرضیههای پژوهش، از آزمون GRS و آمارههای ، ( ) و ( ) استفاده شده است. یافتهها: نتایج بهدست آمده نشان میدهد که متغیر فاصله تا نکول، بهتنهایی یا در حضور سایر ویژگیها، تحت تأثیر اثر آستانهای نسبت بدهی قرار میگیرد؛ بهطوری که رابطۀ معنادار و منفی (فاصله تا نکول کم معادل بازدهی مورد انتظار بالا) برای سهام با نسب بدهی بالا برقرار است و به نظر میرسد، استفاده از اثر آستانه متغیرهای تأثیرگذار بر بازدهی دارایی در رگرسیونهای مقطعی، امکان بررسی دقیقتری از اثر متغیرها بر بازدهی سهام انفرادی را فراهم میآورد. همچنین اضافه شدن عامل ریسک نکول به مدلهای قیمتگذاری مورد بررسی، توان توضیحدهندگی و قدرت پیشبینی مدلها را برای داراییهای آزمون با آستانه بدهی بالا افزایش میدهد. نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان میدهد که برای رعایت اصل اختصار در مدلهای قیمتگذاری، میتوان از مدلهای قیمتگذاری آستانهای، برای توسعۀ مدلهای قیمتگذاری و قیمتگذاری بخشی از داراییهای آزمون با ویژگیها خاص بهره برد و در توضیحدهندگی و عملکرد برون نمونهای نتیجه مناسب را دریافت کرد.