اثر نامتقارن احساسات سرمایهگذاران و نوسانهای آن بر ارزش معاملات و بازدهی سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت مالی، دانشکدۀ مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت مالی، دانشکدۀ مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت مالی، دانشکدۀ مدیریت، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2024.370207.1007550چکیده
هدف: در سالهای اخیر تغییر پارادایمی از رویکردهای سنتی به دیدگاههای مالی رفتاری صورت گرفته است. مالی رفتاری یا بهطور محاورهای، احساسات سرمایهگذاران بهعنوان رویکردی مدرن برای قیمتگذاری داراییها، بهدلیل پشتیبانی تجربی از این موضوع، محبوبیت پیدا کرده است و علاقۀ مجددی به درک رفتار سرمایهگذاران در بازارهای سهام در حال ظهور پیدا شده است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، شناسایی اثر نامتقارن احساسات سرمایهگذاران بر ارزش معاملات و بازدهی سهام در بورس اوراق بهادار تهران است.روش: جامعۀ آماری این پژوهش تمامی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازۀ زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ است. تعداد این شرکتها در روزهای مختلف دوره، بهعلت عرضههای اولیه، انتقال از فرابورس به بورس یا برعکس، حذف نماد از بورس و توقف نماد متفاوت بوده است. برای اندازهگیری احساسات سرمایهگذاران از شاخص ARMS و برای اندازهگیری نوسانهای احساسات از مدل گارچ نمایی استفاده شده است. همچنین مدلهای ارزش معاملات و بازدهی سهام با استفاده از روشهای مبتنی بر دادههای ترکیبی برآورد شدند.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که اثر احساسات سرمایهگذاران بر ارزش معاملات، مثبت بوده است. اثر احساسات سرمایهگذاران در زمان وجود احساسات مثبت، بیشتر از زمانی است که احساسات منفی بوده است. همچنین، اثر نوسانهای احساسات بر ارزش معاملات نیز مثبت و معنادار گزارش شده است. از سوی دیگر، اثر نامتقارن نوسانهای احساسات سرمایهگذاران بر ارزش معاملات معنادار شده است. بر اساس نتایج، نوسانهای احساسات مثبت در مقایسه با نوسانهای احساسات منفی، روی ارزش معاملات تأثیر بیشتری دارد. از سوی دیگر، افزایش نرخ دلار بهعنوان متغیر کنترلی، روی ارزش معاملات اثر مستقیم داشته و به افزایش آن منجر شده است. همچنین، تأثیر رشد معاملات صندوقهای با درآمد ثابت نیز بهعنوان متغیر کنترلی، منفی و معنادار بوده است. نتایج برآورد معادلۀ بازدهی سهام نشان داد که طی دورۀ بررسی، با افزایش بدبینی و احساسات منفی در بازار، بازدهی سهام کاهش مییابد و برعکس. از طرفی، ضریب متغیر مجازی برای احساسات سرمایهگذاران معنادار است که اثر نامتقارن نوسانهای احساسات بر بازدهی سهام را نشان میدهد. یافتهها حاکی از بیشتر بودن اثر احساسات مثبت در مقایسه با احساسات منفی بر بازدهی سهام است. بهعلاوه، اثر نوسانهای احساسات سرمایهگذاران بر بازدهی سهام نیز مثبت و معنادار بوده است. اثر نامتقارن ریسک احساسات سرمایهگذاران بر ارزش معاملات معنادار است و در نهایت، اثر نوسانهای احساسات در زمان وجود احساسات منفی بر بازدهی سهام، بیشتر از زمانی است که احساسات مثبت در بازار وجود دارد.نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدست آمده، از بین تمام فرضیههای مطرح شده در این پژوهش همه تأیید شدند و فقط دو فرضیه تأیید نشد. یکی تأثیر نوسانهای احساسات مثبت بر ارزش معاملات در مقایسه با نوسانهای احساسات منفی بیشتر است و دیگری، اثر نوسانهای احساسات در زمان وجود احساسات منفی بر بازدهی سهام، بیشتر از زمانی است که احساسات مثبت در بازار وجود دارد.