هموارسازی سود واقعی و کارایی سرمایهگذاری نیروی کار: نقش میانجی عدم تقارن اطلاعاتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
3 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
doi
10.22059/frj.2024.364138.1007499چکیده
هدف: در زمینه تأثیر هموارسازی سود واقعی بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار، از طریق تأثیر آن برعدم تقارن اطلاعاتی، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. از یک سو هموارسازی سود واقعی به پشتوانۀ نظریه سیگنالدهی موجب کاهشعدم تقارن اطلاعاتی و افزایش کارایی سرمایهگذاری در نیروی کار میشود و از طرفی نیز، دیدگاه فرصتطلبی مدیریتی عکس این اثر را برجسته میکند. با توجه به این مقدمه، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هموارسازی سود واقعی، بر کارایی سرمایهگذاری نیروی کار، از طریقعدم تقارن اطلاعاتی بهعنوان متغیر میانجی است. روش: مطالعه حاضر بهدلیل قابلیت استفادۀ نتایج آن در فرایند تصمیمگیری، به شاخۀ پژوهشهای کاربردی تعلق دارد. در این پژوهش، دادهها بر اساس اطلاعات واقعی گذشته جمعآوری شدهاند و به همین دلیل، از نوع پسرویدادی هستند. همچنین، این پژوهش به لحاظ ماهیت، توصیفی ـ همبستگی است که در آن، هدف اصلی بررسی و مطالعۀ روابط بین متغیرهای پژوهش است. بدین منظور، با توجه به شرایط و محدودیتهای اعمال شده بر جامعۀ آماری پژوهش، نمونهای مشتمل بر ۱۰۶ شرکت پذیرفته شده در بورس تهران انتخاب شد و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره، آزمون شدند. یافتهها: نتایج نشان میدهد که با افزایش سطح هموارسازی سود واقعی، کارایی سرمایهگذاری نیروی کار شرکتها نیز افزایش پیدا میکند. همچنینعدم تقارن اطلاعاتی در رابطۀ بین هموارسازی سود واقعی و کارایی سرمایهگذاری نیروی کار، اثر میانجی دارد و هموارسازی سود واقعی با کاهشعدم تقارن اطلاعاتی، موجب کارایی سرمایهگذاری در نیروی کار میشود. نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدستآمده، مدیران شرکتها از هموارسازی سود واقعی، بهمنظور انتقال اطلاعات پنهانی استفاده میکنند. این اطلاعات نشاندهندۀ چشمانداز آتی شرکت است که با هموارسازی سود طی سالهای متوالی، چشماندازی روشن و مثبت از آیندۀ شرکت را در اختیار سرمایهگذاران و اعتباردهندگان قرار میدهد و از این دیدگاه حمایت میکند که سودهای هموار، آیندهای روشن از چشمانداز شرکت را نشان میدهد؛ بهطوری که این سودها از نظر سرمایهگذاران و اعتباردهندگان پایدار است. در واقع، مدیران با استفاده از ابزار سیگنالدهی، عدم تقارن اطلاعاتی در بازار را برای قیمت سهام شرکت کاهش میدهند و این موضوع سبب میشود که برای سرمایهگذاریهای خودشان روی نیروی کار، منابع مالی مورد نیاز را در اختیار داشته باشند و تصمیمات کارایی بگیرند؛ بنابراین بر اساس نتایج بهدستآمده، به پشنوانۀ دیدگاه سیگنالدهی اطلاعات خصوصی، میتوان نتیجهگیری کرد که هموارسازی سود واقعی، اطلاعات خصوصی مدیران را در رابطه با درآمدهای آتی شرکت منتقل میکند و در نتیجه، عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکتها و تأمینکنندگان سرمایۀ خارجی را کاهش میدهد و از این طریق موجب کارایی سرمایهگذاری نیروی کار میشود. این پژوهش به جریان رو به رشد ادبیات، در مورد هموارسازی سود واقعی و کارایی سرمایهگذاری نیروی کار کمک میکند و ضمن برجستهکردن اهمیت و تأثیر مثبت هموارسازی سود واقعی، بر ضرورت بررسیهای بیشتر، بهدلیلعدم شناخت انگیزههای مدیران از هموارسازی سود واقعی، تأکید دارد.