تدوین مدل اندازهگیری و ارزیابی نقش کالاها بهعنوان ابزار پوشش ریسک در پرتفوی سرمایهگذاران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
3 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
4 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22059/frj.2024.350280.1007403چکیده
هدف: پژوهش حاضر نقش کالاها را بهعنوان ابزار سرمایهگذاری مستقل و تعیین نوع رابطه آنها با یکدیگر و چگونگی رفتار کالاها در پرتفویهای مختلط بررسی و مشخص میکند که در این پرتفویها کدام نسبتها برای «شاخص سهام و کالاها» جهت تصمیمات انتخاب سبد بهینه مطلوب است. هدف اصلی، بررسی فرضیه تنوعبخشی و پوشش ریسک (پناهگاه امن) کالاهای نقدی و آتی بورس کالای ایران در برابر سهام «در دورههای رونق و رکود بازار» و تعیین پرتفوی حداقل واریانس است. روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، کمّی است. رویکرد پژوهش، استنتاج (قیاس) است؛ زیرا مزایای مورد انتظار تجربی را با استفاده از اطلاعات تاریخی بررسی میکند. پژوهش حاضر از لحاظ نظری، در زمرۀ پژوهشهای اثباتی قرار میگیرد و از لحاظ آماری، از نوع تحقیقات همبستگی است (مدلهای اقتصاد سنجی). برای این منظور، از مدلهای رگرسیونی تست بازار، همبستگی شرطی پویا (DCC-GARCH) و پرتفوی مارکوییتز در طول دوره یازده ساله، از ابتدای سال ۱۳۸۸ تا انتهای سال ۱۳۹۸ در تواتر زمانی روزانه بهره گرفته شده است. یافتهها: نتایج پژوهش نشان میدهد که کالاها «بهتنهایی» بهعنوان محلی برای سرمایهگذاری خطرناک هستند. طلا تنها کالایی است که میتواند شبیه یک بازار سهام فرض شود؛ زیرا طلا نیز بازده و نوسانهای مشابه بازار سهام دارد. سایر کالاها «بهاستثنای مس»، نوسانهای شایان توجه بیشتر با بازده کمتری نسبت به شاخص سهام دارند. در مدل تست بازار، نتایج از توانایی پوششدهی مناسب برخی کالاها، بهعنوان «پناهگاهی امن» در رژیمهای مختلف بازار سهام (مراحل چرخۀ تجاری) حکایت دارد. در بحث تشکیل پرتفوی، اضافهکردن کالاها بهصورت منفرد به پرتفوی سهام، اندکی بازده کمتری ارائه میدهد؛ اما با نوسانهای پایینتر جبران میشود. از طرفی، نتایج گویای بهتر بودن عملکرد «پرتفویی از کالاها» نسبت به عملکرد «کالاهای منفرد» است. با اضافهکردن پرتفویی از کالاها «یا شاخص کالا» در پرتفوی مختلط، همچنان شاخص سهام وزن بیشتری در پرتفوی دارد (حدود ۹۴درصد)؛ اما متوسط ریسک پرتفوی بهمیزان بسیار زیادی کاهش یافته (حدود 557/1 واحد) و نسبت شارپ بهتری ارائه میدهد. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، بهمنظور بهرهمندی از منافع تنوعبخشی، حرکت بهسمت سرمایهگذاری در کالاها گزینهای مناسب خواهد بود. البته، در تصمیمات مربوط به سرمایهگذاری «دورههای رونق و رکود بازار سهام» را نیز باید مد نظر قرار داد؛ زیرا طبق نتایج، فازهای چرخۀ تجاری یک شاخص قوی برای تخصیص تاکتیکی به کالاها بهشمار میرود. همچنین، نتایج این مطالعه شواهدی را تأیید میکند که رفتار گروههای کالایی مختلف کاملاً متفاوت است. در نهایت، یک پوشش ریسک، لزوماً پناهگاهی امن برای بازار سهام نیست و برعکس.