روششناسی رویکرد فلسفی – تفسیری حکمت متعالیه در مسئله «علم خداوند»
نویسندگان
1 گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری، مدرسی مبانی نظری اسلام، دانشگاه معارف اسلامی، قم.
doi
10.30473/pms.2025.72694.2113چکیده
بیتردید مسئله «هویت علم خداوند» از منظر حکمت متعالیه بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما روششناسی صدرالمتألهین در اثبات و تبیین آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد فلسفی – تفسیری ملاصدرا در مسئله «علم خداوند» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی _ توصیفی انجام شده است. پرسش پیشرو این است که چگونه این اندیشمند با بهره گیری از متن دینی، به اثبات و تبیین فلسفی «هویت علم خداوند پرداخته است؟ از آنجا که تاثیر روششناسی اندیشمندان شاخص هر علم، تاثیر مستقیم بر امتداد آن علم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری مینماید. به نظر میرسد، پیش نیاز تحلیل چگونگی بهرهگیری صدرالمتألهین از متن دینی، در این مسئله فلسفی، شناخت دقیق از تعریف و تبیین او از علم خداوند است. نظر به این رویکرد، هویت علم خداوند، «عدم غیبت از ذات خود و اشیاء» میباشد و متن دینی، علم خداوند را بر محور عدم غیبت ذات خداوند از اشیاء توصیف مینماید. نویسنده معتقد است که ملاصدرا در این تحلیل از «روش عام» فلسفی بهره برده است. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تبیین نگاه فلسفی ملاصدرا در مسئله علم خداوند یا تطبیق نظریه او با متن دینی، پژوهشهای متعددی انجام شده است اما کمتر به روششناسی این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که روش او در مسئله علم خداوند، روش عام فلسفی است به این معنا که او از طریق مراجعه به متون دینی میتواند واقعیت را کشف کند، اما این کشف بهطور مستقل انجام نمیشود و او این مسیر را به تنهایی طی نکرده است؛ بلکه فهم او از واقعیت تابع متن دینی میباشد.