مقایسه روش‌های لوپاتین و آرنیوس در ارزیابی سنگ‌های منشأ دریکی از چاه های میدان نفتی سولابدر

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زمین‌شناسی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه معدن و نفت، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

3 دانشیار، گروه معدن و نفت، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

4 استادیار، گروه نفت، دانشگاه آزاد اسلامی، مسجد سلیمان، ایران

doi
10.22071/gsj.2020.230157.1791
چکیده

بررسی سنگ‌های منشا بالقوه در میدان های نفتی اهمیت زیادی دارد. در این تحقیق، علاوه بر ارزیابی پتانسیل هیدروکربن زایی، از مدل های سینتیکی لوپاتین وآرنیوس، برای ارزیابی دقیق‌تر وضعیت بلوغ سنگ منشأ و همچنین درصد زایش نفت دریکی ازچاه های میدان نفتی سولابدر استفاده شد. این میدان در جنوب خاوری میدان بی‌بی حکیمه، در فروافتادگی دزفول واقع شده است. سنگ منشأهای بالقوه موردبررسی، کژدمی، گورپی و پابده می‌باشند. بااستفاده ازنتایج آزمایش راک-اول، نمونه‌ها از جنبه سینتیکی نیز مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفته و نسبت تبدیل کروژن به هیدروکربور (TR) در آنها تعیین شد. براساس تاریخچه تدفین، سنگ منشأ کژدمی به بیشترین دما و ژرفا نسبت به دیگر سنگ های منشأ رسیده است. با توجه به نتایج روش لوپاتین، نرخ تبدیل مواد آلی سازندهای کژدمی، گورپی و پابده با روش لوپاتین به ترتیب 41% ، 30% و 30% تعیین گردید. این نرخ تبدیل با روش آرنیوس به ترتیب 47% ،15% ، و 13% شد. این اختلاف ناشی ازمفروضات دومدل می باشد که مقاله آن را مورد بحث وبررسی قرار داده است.