مقایسه نظریات ابنسینا و ملاصدرا درباره نفس و تطبیق آن با آزمایش راجر اسپری
نویسندگان
1 روه ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه پیام نور، میانه، ایران
2 گروه فلسفه دانشکده الهیات، دانشگاه پیام نور، تبریز، ایران گروه روانشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه پیام نور، شبستر،
3 گروه روانشناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور، قائن، ایران گروه حقوق، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام
doi
10.30473/pms.2024.71249.2082چکیده
انسان و ویژگیهای خاص وی در طول تاریخ نظر فلاسفه را به خود جلب کرده و خواهد کرد. فلاسفه اسلامی هم که ضمن سیراب شدن از منابع قدسی، از اصول فلسفی نیز سود جستهاند، از این مهم مستثناء نیستند. دو فیلسوف شهیر مسلمان یعنی ابنسینا به عنوان نماینده مکتب مشاء و ملاصدرا به عنوان بنیانگذار حکمت متعالیه در این باب آراء بدیعی دارند. به طور کلی در فلسفه اسلامی سبب صراحت منابع اسلامی، در خصوص خلود نفس مجرد بعد از جسد اختلاف نظر نیست. بیشتر تضارب آراء مربوط به کیفیات نفس در طول حیات آدمی است. یکی از دقیقترین نظریات راجعبه نفس نظر جسمانیت الحدوث و روحانیت البقاء صدرالمتألهین میباشد که به کمال گامبهگام نفس قائل است. امروزه با پیشرفت دانش اطلاعاتی به دست آمده که موید نظر ایشان است. از جمله مسئله رشد تا آخرین لحظه زندگی در روانشناسی تحولی و آزمایش راجر اسپری که مبتنی بر روانشناسی فیزیولوژیک است. لیکن با تخصصی شدن دانش بشری شاهد پدیدهای هستیم که جامعهشناس مشهور امیل دورکیم آن را آنومی خواند، یعنی گسست رابطه ارگانیک بین شاخههای متعدد دانش، که چاره ای جز پژوهش میان رشتهای ندارد. حالتی که سبب شده پژوهش تجربی متفاوت و مفارق با روش فلسفی فرض شود. پژوهش پیشرو به روش میان رشتهای، با بهرهگیری از اصول فلسفی و روانشناسی فیزیولوژیک سعی بر اثبات جسمانیت الحدوث و روحانیت البقاء ملاصدرا را دارد آن هم به روش معهود علوم تجربی یعنی تجربه آزمایشی که همان آزمایش راجر اسپری میباشد. نظر به برخی شباهتهای آراء شیخالرئیس با این اصل، پژوهش به نظریات ایشان هم معطوف است البته به روش تطبیقی و مقایسه ای.