احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایهگذاران و بازده بازار سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت مالی و حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران
2 کارشناسی ارشد، گروه مدیریت مالی و حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
doi
10.22059/frj.2023.337938.1007292چکیده
هدف: هدف مقاله بررسی تأثیر احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایهگذاران فردی و نهادی، بر بازده شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران است.روش: بررسی موضوع در دو گام و با دو روش انجام پذیرفت. در گام اول با استفاده از الگوی خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) تأثیر عوامل بنیادی اقتصاد بر تمایلات احساسی سرمایهگذاران فردی و نهادی آزمون شد و با استفاده از رگرسیونهای برآورد شده، شاخصهای احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایهگذاران فردی و نهادی استخراج شدند. در گام دوم با استفاده از روش اقتصادسنجی خودرگرسیون برداری (VAR) تأثیر احساسات عقلانی و غیرعقلانی سرمایهگذاران فردی و نهادی بر بازده بورس تهران، در دورۀ زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ بهشکل ماهانه آزمون شد.یافتهها: نتایج آزمون فرضیههای پژوهش بر اساس تحلیل توابع واکنش آنی و نیز علیت گرنجری، نشان میدهد که تأثیر احساسات عقلانی سرمایهگذاران نهادی و فردی بر بازده بازار سهام مثبت و معنادار است. همچنین بر اساس نتایج بهدستآمده، علیت یک سویه از بازده شاخص کل بورس، بر احساسات غیرعقلانی سرمایهگذاران فردی و نهادی وجود دارد و احساسات غیرعقلانی این دو گروه از سرمایهگذاران، تابعی از بازده قبلی و حال شاخص کل بازار سهام است. با توجه به یافتههای پژوهش، احساسات عقلانی در بورس ایران، در بلندمدت قدرت قیمتگذاری بالایی دارد؛ هرچند در کوتاهمدت احساسات غیرعقلانی میتواند به انحراف قیمتها از ارزش ذاتی آن منجر شود.نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، به سرمایهگذاران، بهویژه سرمایهگذاران خُرد و بیتجربه پیشنهاد میشود که با کسب دانش و تجربه و بر اساس عوامل بنیادی و رویکرد بلندمدت، به معامله در بازارهای مالی اقدام کنند. همچنین سازمان بورس و نهادهای مالی ذیربط باید با افزایش سواد مالی سرمایهگذاران خُرد بیتجربه و تقویت فرهنگ سرمایهگذاری، به کاهش رفتارهای هیجانی و افزایش کارایی بورس کمک کنند.