مدلسازی رابطه بین تواناییهای شناختی و بازده سرمایهگذاری سبدگردانان با تأکید بر ابعاد سوگیری شناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران، جزیره کیش، ایران.
2 استاد، گروه مهندسی مالی، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2023.344275.1007345چکیده
هدف: هدف مقاله حاضر مدلسازی رابطۀ بین تواناییهای شناختی و بازده سرمایهگذاران سبدگردانان با تأکید بر ابعاد سوگیری شناختی است. مسئلۀ مطالعه حاضر، بررسی تأثیرپذیری در رفتار تصمیمگیری سبدگردانان در بازار سرمایۀ ایران، بر اساس ابعاد دیرپذیری و نماگری سوگیری شناختی در سرمایهگذاران است و بررسی خواهد شد که آیا تواناییهای شناختی و تصمیمگیری خبرگان سبدگردان براساس سوگیری نماگری، دیرپذیری، اتکا و تعدیل و سفسطۀ ارتباط، بر بازده سرمایهگذاری سبدگردانان در بورس اوراق بهادار تهران اثرگذاری معناداری دارد یا خیر.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع توصیفی و روش پیمایشی است. برای جمعآوری دادههای موردنیاز، آزمونهای مختلفی انجام شد، از قبیل آزمون انعکاس شناختی (CRT) شامل یک سؤال (مسئله لیندا) برای سنجش سوگیری سفسطۀ ارتباط و دو سؤال برای سنجش سوگیری لنگر و آزمایش گرتر (۱۹۹۲) برای سنجش سوگیری دیرپذیری و نماگری (بازی حدس یا گوی و کیسه) که در اختیار مدیران ۳۰ شرکت سبدگردان قرار گرفت. همچنین یک پرسشنامه شامل ۱۵ سؤال برای قدرت تصمیمگیری و سؤالهای مربوط به فعالیتهای سرمایهگذاری پاسخدهندگان که شامل یک سؤال در خصوص سمت سازمانی، یک سؤال در خصوص میزان بازدهی یک سال گذشته و سه سؤال اضافی برای سنجش استراتژیهای سرمایهگذاری است، در ابتدای سال ۱۴۰۰، در اختیار ۳۰۲ نفر افراد حرفهای بازار سرمایه، بهعنوان نمونه آماری قرار گرفت که با استفاده از روش کوکران انتخاب شده بودند. این افراد عبارت بودند از: مدیران سرمایهگذاری، تحلیلگران و معاملهگران که در شرکتهای سبدگردانی مورد مطالعه، فعالیت داشتند. از این افراد درخواست شد تا با توجه به عملکرد سرمایهگذاریشان در سال ۱۳۹۹، به پرسشها پاسخ دهند. بهمنظور تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها، به تناسب از آزمون کایدو، منویتنی و مدل رگرسیون پروبیت استفاده شده است.یافتهها: براساس نتایج بهدستآمده، افزایش یک واحدی در معیار تصمیمگیری خبرگان سبدگردان، به افزایش 27/0 درصدی در بازدهی سرمایهگذاری منجر میشود. با توجه به سطح توانایی شناختی، چنانچه سوگیری نماگری رخ دهد، بازدهی به میزان 09/0 رصد کاهش پیدا میکند. همچنین چنانچه سوگیری دیرپذیری رخ دهد، بازدهی به میزان 07/0 درصد کاهش مییابد. نتیجهگیری: در این مطالعه ابعاد سوگیری دیرپذیری، نماگری، اتکا و تعدیل و سفسطه در تصمیمگیری خبرگان سبدگردان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بهدستآمده از این مطالعه نشان داد که 4/40 درصد مشارکتکنندگان در پژوهش، توانایی شناختی بالایی دارند. همچنین میزان توانایی شناختی و تصمیمگیری خبرگان سبدگردان مرد و بانو، تفاوت معناداری با هم دارند و میزان توانایی شناختی و تصمیمگیری خبرگان سبدگردان با سطح بازدهی مختلف نیز تفاوت معناداری با هم دارند. همچنین نتایج بهدستآمده از این مطالعه بیانگر این بود که معیارهای توانایی شناختی و قدرت تصمیم گیری خبرگان سبدگردان تأثیر مثبت و معناداری بر بازدهی سرمایهگذاری دارد؛ بهطوری که افزایش در سطح توانایی شناختی، به افزایش در بازدهی به میزان 53/0 درصد منجر میشود و افزایش یک واحدی در معیار تصمیمگیری خبرگان سبدگردان، بازدهی سرمایهگذاری را 27/0 درصد افزایش میدهد؛ اما معیارهای وارد شده برای سوگیری شناختی، از قبیل سوگیری نماگری و دیرپذیری، بر بازدهی سرمایهگذاری تأثیر منفی میگذارد.