برآورد تأثیر عوامل بنیادین کلان اقتصادی بر بازار سرمایه (رویکرد دادههای ترکیبی تواتر متفاوت میداس)
نویسندگان
1 استاد، گروه مدیریت مالی، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت مالی، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2024.368065.1007538چکیده
هدف: بازار سرمایه بهعنوان یکی از ارکان تأمین مالی کشورها، در رونق فعالیتهای اقتصادی نقشی کلیدی دارد. جایگاه کلیدی بازار سرمایه سبب شده است تا همواره پژوهشهای متعددی در خصوص شناسایی عوامل اثرگذار بر آن انجام پذیرد. این بازار بستری را فراهم میسازد تا از طریق آن، برای پساندازکنندگان انگیزهای ایجاد شود و منابع مازاد خود را با سرمایهگذاری در سهام بنگاههای اقتصادی یا اوراق بهادار، در اختیار متقاضیان سرمایهگذاری قرار دهند؛ از این رو بازار سرمایه در بهبود سرمایهگذاری و رشد اقتصادی نقش مهمی ایفا میکند. این پژوهش با هدف بررسی آثار متغیرهای کلان اقتصادی بر وضعیت بازار سرمایه به نگارش درآمده است و با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفههای توزیعی با رویکرد دادههای با تواتر متفاوت (میداس) اجرا شده است.روش: روش این پژوهش شکل خاصی از رگرسیون با وقفههای توزیعی است که در آن، متغیرهای مستقل نسبت به متغیر وابسته، از تواتر بالاتری در واحد زمان برخوردار است. به بیان دیگر، در این روش مبادلهای بین منفعت استفاده از اطلاعات بیشتر و هزینۀ پارامترهای بیشتر برای تخمین وجود دارد. متغیرهای بنیادی مورد استفاده در این پژوهش عبارتاند از: بازار سرمایه، تولید ناخالص داخلی، نرخ بهره، بهای نفت، نرخ ارز و تورم که در این پژوهش، دادههای آماری با تواتر زمانی متفاوت در الگو بررسی شده است. در این پژوهش پس از بررسی آزمونهای لازم آماری برای متغیرهای توضیحی و وابسته، بازۀ زمانی بین سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۰ انتخاب شده است.یافتهها: نتایج الگوی میداس نشان میدهد که بهای نفت، نقدینگی و نرخ ارز، بر رفتار بازار سرمایه تأثیر مثبت و معناداری دارد و میتوانند بهعنوان عامل توضیحدهندۀ شاخص بورس در بلندمدت لحاظ شوند. گزاره پیشین بدان معناست که افزایش متغیرهای مذکور توأم با افزایش شاخص بازار سرمایه بوده است. بهای نفت بهواسطۀ افزایش درآمدهای دولت وعدم مداخلۀ آن در بازار سرمایه، به بهبود وضعیت بازار منجر میشود. نرخ ارز بهواسطۀ افزایش سودآوری بنگاههای صادراتی، افزایش سودآوری بنگاههای غیرصادراتی از طریق رشد اسمی سود و افزایش ارزش داراییها بهواسطۀ ایجاد تورم در اقتصاد، زمینۀ رشد شاخص بازار سرمایه را فراهم میآورد. نقدینگی نیز از یکسو بهواسطۀ ایجاد تورم و از سوی دیگر بهواسطۀ افزایش نقدینگی بازار و رونق در آن، به سهم خود بر بهبود بازار اثر گذار است. نتیجهگیری: از جمله یافتههای مهم این پژوهش، تأثیر مثبت متغیرهایی بر بازار سرمایه است که در سطح اقتصاد کلان، نسبت به آثار منفی افزایش آنها، مباحث پرچالشی وجود دارد. بهطور ویژه، دو متغیر نرخ ارز و نقدینگی، از جمله متغیرهایی هستند که افزایش آنها با بروز تورم در اقتصاد ایران توأم بوده است. بنابراین برای بهبود بازار سرمایه، میبایست مجموعه سیاستهای اتخاذ شده، بهصورت کلنگری و دور از بخشینگری باشد. در واقع، افزایش متغیرهای مذکور، میتواند به رشد بازار سرمایه منجر شود؛ اما در سطح کلان اقتصاد نیز میتواند با آثار منفی همراه شود.