بهینهسازی پرتفوی اعتباری بانکها با استفاده از رویکرد اکچوئری و شبکۀ عصبی مصنوعی
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت مالی و بیمه، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت مالی و بیمه، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه مهندسی مالی، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2021.311064.1007074چکیده
هدف: تخصیص وجوه به بخشهای مختلف اقتصادی و اعطای تسهیلات، یکی از فعالیتهای مهم بانکهاست. بانکها ضمن توجه به سیاستهای پولی و مالی تعیین شده توسط دولتها و بانک مرکزی، این منابع را به بخشهای سودآور و مناسب تخصیص میدهند. کاهش و کنترل ریسک اعتباری، یکی از عوامل مؤثر در بهبود فرایند اعطای اعتبار و در نتیجه در عملکرد بانکهاست. حداقلسازی ریسک به همراه حداکثرسازی سود هدفی است که همواره بانکها بهدنبال تحقق آن هستند. کمتوجهی به موضوع بازده و ریسک تسهیلات، به تمرکز تسهیلات در بخشهای خاصی از اقتصاد منجر شده که خود مشکلات عمدهای را برای بانکها به همراه داشته است. با توجه به ضرورت تعیین سهم بهینه اعتبارات و ضرورت سیاستگذاری مناسب در این زمینه، پژوهش حاضر در پی ارائۀ یک الگوی مناسب برای تخصیص بهینۀ اعتبارات اعطایی به بخشهای مختلف اقتصادی است؛ بهگونهای که با مدلسازی و بهینهسازی ریسک اعتباری با استفاده از ترکیب دو رویکرد اکچوئری و شبکۀ عصبی مصنوعی و با توجه به محدودیتهای موجود در سیاستهای بانک، پرتفوی اعتباری بهینه بهگونهای تعیین شود که ریسک اعتباری حداقل شود.روش: روش اکچوئری با محاسبۀ احتمال نکول وامها و ارزیابی دقیق ریسکهای مالی، بهعنوان ابزار اصلی در مدیریت ریسک بانکها شناخته میشود. با این حال، این روشها اغلب نمیتوانند پیچیدگیهای موجود در تعاملات اعتباری را بهطور کامل مدلسازی کنند. برای غلبه بر این محدودیتها، از شبکۀ عصبی مصنوعی استفاده میشود که توانایی پیشبینی دقیقتر و تطبیق با دادههای غیرخطی را دارد. بدین منظور در پژوهش حاضر، ابتدا به بررسی ریسک اعتباری پرتفوی تسهیلات بانکی با استفاده از رویکرد اکچوئری پرداخته میشود؛ سپس با استفاده از شبکۀ عصبی پرسپترون و با توجه به محدودیتهای بانک در ارائۀ تسهیلات، ترکیب بهینۀ پرتفوی اعتباری تعیین میشود. نمونه مورد استفاده شامل تسهیلات اعطایی بانک به ۲۸۰ مشتری کلان خود در ۴ بخش صنعتی، خدماتی و بازرگانی، کشاورزی و ساختمان، در سال ۱۳۹۲ است.یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان میدهد که پرتفوی بهینه شده با تمرکز بیشتر بر بخش کشاورزی، در مقایسه با پرتفوی فعلی بانک که عمدتاً بر بخش صنعت تمرکز دارد، میتواند بازدهی تعدیلشده بر اساس ریسک بهتری را ارائه دهد. در ترکیب پرتفوی بهینه بهدستآمده، بیشترین سهم، به بخش کشاورزی مربوط است و بخشهای خدماتی و بازرگانی، ساختمانی و صنعتی، بهترتیب در ردههای بعدی قرار دارند. در حالی که در پرتفوی فعلی بانک، بیشترین سهم تسهیلات به بخش صنعتی مربوط است و بعد از آن، بهترتیب بخشهای خدماتی و بازرگانی، کشاورزی و ساختمان قرار میگیرند. با بررسی پرتفوی تسهیلات نظام بانکی، مشاهده شد که در سال ۱۳۹۲ شواهد تجربی نیز نتایج مدل را تأیید میکند.نتیجهگیری: براساس یافتهها و تأیید فرضیههای پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که استفاده از مدل اکچوئری برای تعیین ریسک اعتباری و سپس بهینهسازی با استفاده از شبکۀ عصبی مصنوعی، به بهبود فرایند بهینهسازی پرتفوی اعتباری بانکها منجر میشود؛ از این رو بانکها میتوانند با بهبود ساختار پرتفوی خود از این طریق، ریسکهای بالقوه را کاهش دهند و بازده مطمئنتری بهدست آورند.