تمایز و تلفیق مراتب «تحقیق پذیری» و «فرایند تعالی» در احراز عینیت «امرمتعالی» تحلیل و ترکیب اندیشه نورمن ال. گیسلر و علامه طباطبایی

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه تطبیقی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانش‌آموخته دکتری فلسفه دین، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دانشیار فلسفه، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران

4 استادیار فلسفه دین، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.30473/pms.2021.58118.1847
چکیده

یکی از مباحث مهمی که اندیشمندانِ حوزه فلسفه دین را به اندیشه و تأمل واداشته است، بحث واقعی بودن و به عبارت علمی­تر، عینیت «متعالی» است. واقعی بودن بدین معنا که متعالی، حقیقتی مستقل از ذهن دارد. این مسئله در تجربه دینی، با عنوان ذات­گرایی طرح شده است که در برابر آن، اندیشه ساخت­گرایی مطرح می­شود. نورمن گیسلر و علامه طباطبایی دو اندیشمند با رویکرد ذات­گرایانه هستند که تلاش کرده­اند تا با براهین خود، عینیت امر متعالی را به اثبات برسانند. مقایسه تطبیقی این دو اندیشه که امری بدیع است، موضوع این نوشتار است که وجوه تمایز و تشابه آن مورد تبیین قرار گرفته است. علامه از واژه «وجود متعالی» و گیسلر از واژه «امر متعالی» استفاده کرده­اند. در مبنای گیسلر، جمع عقل فلسفی و تجربه دینی و در اندیشه علامه عقل­گرایی اعتدالی مشاهده می­شود. روش گیسلر تجربی و فلسفی و روش علامه گسترده و مشتمل بر روش فلسفی، جهان­شناختی، شهودی- عرفانی و وحیانی است. نتیجه چنین تطبیقی، این است که مبانی و روش و مفاهیم در دو اندیشه متمایز هستند، اما در نتیجه، بیان مشابهی (عینیت خداوند) ارائه شده است. بنابراین، به فرضیه نهایی رسیدیم که حاصل جمع دو اندیشه است و بر اساس آن با تمایز مراتب «تحقیق­پذیری» و «فرایند تعالی»، رویکرد علامه در امر «تحقیق­پذیری» و رویکرد نورمن در «فرایند تعالی» ترجیح داده شده است.