بررسی تطبیقی تکون خلقت و عقلانی یا وحیانی بودن خلق از عدم از منظر آکویناس و ملاصدرا

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری فلسفه دین با رویکرد کلام جدید، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

2 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

3 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اصفهان (خوراسگان)، اصفهان، ایران.

doi
10.30473/pms.2020.50326.1752
چکیده

مسئله آفرینش و به تبع آن، خلق‌ازعدم، یکی از چالش‌های فلاسفه و متکلمان در همه اعصار بوده است. هدف این پژوهش که، به شیوه توصیفی ـ تحلیلی تنظیم شده است، تحلیل، تطبیق و بررسی دیدگاه‌ آکویناس و ملاصدرا درباره نحوه تکون خلقت و عقلانی یا وحیانی بودن خلق‌ازعدم است. در این مقاله، روشن می‌شود که آکویناس ضمن این که دلایل فلاسفه و متکلمین بر قدم یا حدوث زمانی عالم را نمی‌پذیرد، دلایل عقل را نیز مبنی بر اثبات حدوث ذاتی عالم ناتوان و نارسا می‌داند. وی اذعان دارد که تنها بر اساس وحی و آموزه‌های دینی است که می‌توان حکم به مسبوق به عدم بودن و حدوث ذاتی عالم نمود. از سویی دیگر، ملاصدرا با التفات به آموزه‌های دینی و بر اساس مبانی عقلی خویش، همچون اصالت وجود‌‌‌ و حرکت جوهری، ضمن پذیرش خلق‌ازعدم، به اثبات عقلانی حدوث زمانی عالم(به معنای خاص) می‌پردازد. در مقام تطبیق آراء این دو اندیشمند، می‌توان به اصالت وجودی دانستن هر دو اشاره کرد. این که در نظام صدرایی و آکوئینی، ضمن آن که خداوند قدیم دانسته شده است، عالم امکان نیز بدون هیچ تصوری از زمان، مسبوق به عدم تعریف می‌شود. وجه اختلاف بارز این دو متفکر را می‌توان در تغییر پذیر بودن یا نبودن ماده نخستین عالم هستی دانست. ملاصدرا  با استناد به آیه «کل یوم هو فی شأن» فیض الهی را  چنان مستمر و غیر منفک از خداوند می‌داند که تصور آغازی برای خلقت در زمان حقیقی یا زمان موهوم رفع می‌گردد.