بررسی مقتضای حال مخاطب در خطاب‌های قرآنی حضرت موسی(ع) به بنی‌اسرائیل با تکیه بر انسان شناسی صدرایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

4 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.30473/pms.2023.65789.1985
چکیده

مبحث «مقتضای‌ حال» همواره به عنوان یکی از مباحث بنیادین علم بلاغت مطرح بوده است. این موضوع، چهار مؤلفة اصلی دارد ‌که‌ شامل: «مقتضای‌ متکلم»، «مقتضای‌ مخاطب»، «مقتضای‌ کلام» و «مقتضای‌ موقعیت‌های کلام» می‌شود. تمرکز این پژوهش بر بخش «مقتضای مخاطب»‌خواهد بود. مقتضای مخاطب به‌معنای رعایت تناسب کلام با دریافت­کنندۀ آن است. بی‌تردید شناخت مخاطب، مقدمه رعایت این تناسب است. بر این اساس هر قدر معیارهای مخاطب­شناسی دقیق‌تر و کامل‌تر باشند، رعایت مقتضای مخاطب صحیح‌تر انجام می‌شود. مخاطب­شناسی در کتب بلاغی، محدود به علم و توجه مخاطب است. تقسیم مخاطب به خالی­الذهن، مردد و منکر مؤید این مطلب است، اما ویژگی­های مخاطب در علم و توجه خلاصه نمی‌شود، بلکه عناصر دیگری در ساختار ادراکی و رفتاری انسان وجود دارد که هر کدام متکلم را به انتخاب شیوه‌‌ای خاص در سخن گفتن سوق می‌دهد. از آنجایی که این پژوهش، قرآنی است، معرفت نفسی ضروری نمود که با انسان­شناسی وحیانی سازگار باشد. به همین منظور انسان‌شناسی صدرایی که تا حد زیادی برگرفته از قرآن و احادیث است، برای این امر انتخاب شد. بدین ترتیب ابتدا انسان‌شناسی صدرایی تبیین و مؤلفه‌‌های ساختار وجودی انسان در دو ساحت ادراکی و رفتاری ذکر شد، سپس بر اساس منطوق و مفهوم هر مؤلفه، ارتباط آن مؤلفه از ساختار انسان با ساختار زبانی متناسب با آن بیان گردید و در بخش نهایی، آیات مورد نظر بر اساس این ساختار متناظر تحلیل شدند. نقطه تمرکز بحث، نمود مخاطب­شناسی زبانی در خطاب‌های قرآنی حضرت موسی(ع) بر اساس انسان­شناسی در نظام فلسفی صدرایی است.