ارائه الگوی بهینهسازی سبد سهام بر اساس ترجیحات رفتاری و حافظه سرمایهگذار
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت مالی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت مالی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2023.354113.1007438چکیده
هدف: با توجه به پیشرفت بازارهای مالی، مقوله بهینهسازی سبد دارایی به یکی از موضوعات مهم مطرح شده در اقتصاد مالی تبدیل شده است؛ بهگونهای که تشکیل سبد دارایی بهعنوان یک تصمیمگیری حساس برای سرمایهگذاران شناخته میشود و از این رو، شناسایی عوامل مؤثر بر انتخاب سبد دارایی با نرخ بازده بالا و ریسک کنترل شده، از موضوعاتی است که توجه محققان را به خود جلب کرده است. تاکنون الگوهای بسیاری برای حل مسئله مدیریت سبد سهام و بهینهسازی پرتفوی ارائه شده که هریک با توجه به وضعیت و محدودیتهایی طراحی شده است. بهینهسازی عبارت است از به حداقلرسانی (حداکثررسانی) یک تابع هدف، متشکل از چندین متغیر تصمیم که محدودیتهای عملکردی را برآورده کند. از طرفی سرمایهگذاری، فرایندی در وضعیتعدم اطمینان است. از آنجایی که سرمایهگذاری یک تصمیم فردی است و هر انسانی بر اساس روحیه و ویژگیهای فردی خود آن را اتخاذ میکند، معیارهای مختلفی دارد. با توجه به رفتار غیرخطی سرمایهگذاران، هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگوی بهینهسازی سبد سهام، بر اساس ترجیح رفتاری و حافظه سرمایهگذار است؛ بهگونهای که پرتفوی حاصل، ضمن بیشینه نمودن بازده، ریسک سرمایهگذاری را کمتر کند.روش: معتقدیم مسئله بهینهسازی سبد سهام، یک مسئله چندهدفه است. جامعه مطالعاتی پژوهش حاضر، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. دوره زمانی پژوهش، سال ۱۴۰۰ در نظر گرفته شد. در پژوهش حاضر، از الگوریتم فراابتکاری ژنتیک جهت بهینهسازی سبد سهام استفاده شد؛ زیرا الگوریتم ژنتیک از جمله تئوریهای بهینهسازی است که میتواند با درنظر گرفتن سطوح متفاوت ریسک، مسئله بهینهسازی سبد سهام را با موفقیت حل کند. در این پژوهش با استفاده از الگوریتم نام برده، به بهینهسازی سبد سهام تحت دو معیار ترجیحات رفتاری و حافظه سرمایهگذار پرداخته شد و پس از آن، بهمنظور انتخاب مؤثرترین معیار در بهینهسازی سبد سهام، مدلهای یادشده دوبهدو مقایسه شدند. در انتها، ضریب تأثیر هر یک از روشهای استفاده شده در پژوهش، روی جواب نهایی بررسی شد.یافتهها: نتایج مقایسه الگوی بهینهسازی تحت دو معیار حافظه سرمایهگذار و ترجیحات رفتاری، نشاندهنده آن است که حافظه سرمایهگذار در مقایسه با ترجیحات رفتاری، معیار مناسبتری برای بهینهسازی سبد سهام است. در اجرای مدل با بازدهی بازار برای دو معیار ترجیحات رفتاری و حافظه سرمایهگذار، نتایج بهدستآمده گویای مناسببودن حافظه سرمایهگذار با بازده بازار در بهینهسازی سبد سهام است.نتیجهگیری: هدف اصلی در مدیریت سبد سهام، کمک به سرمایهگذار در چیدمان سبد بهینه با توجه به ترجیحات، علایق وی، تجربههای گذشته سرمایهگذاری و محیط تصمیم است؛ از این رو سرمایهگذار همواره بهدنبال تشکیل سبدی بهینه است تا مطلوبیت وی را افزایش دهد. با توجه به نتایج بهدستآمده در این پژوهش، میتوان گفت سبدهایی که با استفاده از اطلاعات حافظه سرمایهگذار و متغیر بازده بازار ایجاد شدهاند، در مقایسه با ترجیحات رفتاری و متغیر بازده بازار، از کارایی بیشتری برخوردارند. در مقایسه دوبهدو سبدهای ایجاد شده با معیار حافظه سرمایهگذار و ترجیحات رفتاری، معیار حافظه سرمایهگذار نیز معیار مناسبتری برای بهینهسازی سبد سهام شناخته شد.