مدلسازی عوامل مؤثر بر ریسک تأمین مالی پروژه
نویسندگان
1 استادیار، گروه حسابداری مالی، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت صنعتی، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران؛ استادیار، گروه مدیریت صنعتی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2023.360705.1007476چکیده
هدف: تأمین مالی پروژه که معمولاً برای تأمین مالی تأسیسات و تأسیسات سرمایهمحور دولتی و خصوصی استفاده میشود، در دهههای اخیر به بخشی از بازار مالی رو به رشد اقتصادی چشمگیر تبدیل شده است. از اساسیترین نیازهای کشورهای در حال توسعه، زیرساختهای اقتصادی آن است که بستر رشد و توسعه در سایر بخشهای اقتصاد را فراهم میسازد و عدم پاسخگویی صحیح به نیاز تأمین مالی در این بخش، توسعه اقتصادی را با مشکلات و چالشهای اساسی مواجه میسازد. تأمین مالی شرکت یا پروژه به اشکال مختلفی صورت میگیرد. پروژههای تأمین مالی، اغلب ریسک سنگین و ساختارهای سرمایهای بسیار قدرتمند و پیچیدهای دارند. با توجه به آنچه بیان شد، هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر ریسک تأمین مالی پروژه است؛ زیرا وقوع ریسک پروژه میتواند روی هر یک از اهداف پروژهها مانند، زمان، هزینه، ایمنی، کیفیت و پایداری، تأثیرهای مثبت یا منفی داشته باشد.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی ـ همبستگی و بهطور مشخص مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری این پژوهش کارشناسان، کارشناسان ارشد، سرپرستان و مدیران شرکتهای معدنی کشور بودند که از بین آنها، ۲۲۰ نفر بهعنوان نمونه و بهصورت تصادفی برای مشارکت در پژوهش انتخاب شد. ابزارهای جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهای مشتمل بر ۱۱ بُعد و ۶۸ گویه بود. با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار اسمارت پیالاس، فرضیههای پژوهش آزمون شد.یافتهها: بهمنظور بررسی مدل، ابتدا باید روابط متغیرهای پنهان با گویههای سنجش آنها را بررسی کرد و برای این کار، از مدل اندازهگیری استفاده شد. مدل اندازهگیری ارتباط گویهها یا همان سؤالهای پرسشنامه را با سازهها بررسی میکند. در واقع تا ثابت نشود که سؤالهای پرسشنامه، متغیرهای پنهان را بهخوبی اندازهگیری کردهاند یا خیر، نمیتوان به آزمون روابط پرداخت. مدلی همگن خواهد بود که قدر مطلق بارهای عاملی هر یک از متغیرهای مشاهدهپذیر متناظرش، دستکم 5/0 باشد. در این پژوهش، مقدار تمامی بارهای عاملی متغیرها مقداری بیشتر از 5/0 بهدست آمد و پایایی مدل اندازهگیری را تأیید کرد. بر اساس نتایج، شدت اثر روشهای تأمین مالی بر ریسک سیاسی 462/0 و آماره احتمال آزمون 586/6 بهدست آمده است که از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5درصد، یعنی 96/1 بزرگتر است و نشان میدهد که تأثیر مشاهدهشده معنادار است. بنابراین با اطمینان 95درصد، روشهای تأمین مالی بر ریسک سیاسی تأثیر معناداری دارند. همچنین اثر کل ریسک مشتری بر ریسک مدیریت 046/0 و مقدار معناداری برابر 855/1 بهدست آمد که از مقدار بحرانی t در سطح خطای 5درصد کوچکتر است که نشان میدهد تأثیر مشاهدهشده معنادار نیست. بنابراین ریسک مشتری بر ریسک مدیریت تأثیر معناداری ندارد. بهطور کلی مشخص شد که روشهای تأمین مالی، ریسک اجتماعی، ریسک پیمانکار، ریسک ساختوساز، ریسک سیاسی، ریسک طراحی، ریسک قانونی، ریسک مالی، ریسک مدیریت، ریسک مشتری، قرادادهای فرعی بر ریسک تأمین مالی پروژهها تأثیر دارند.نتیجهگیری: یکی از مشکلات کشورهای در حال توسعه و دلایلعدم استفاده بهینه از منابع و سرمایههای محدود و ناکامی این کشورها در اجرای پروژهها، کمتوجهی به قدرت سازماندهی و مدیریت پروژههاست که این مهم، مشکلاتی همچون آغاز نشدن پروژههای مورد نیاز، ایجاد تأخیر در زمان شروع و زمان اجرای پروژهها، ناکامی در بهرهبرداری بهموقع و غیراقتصادی شدن طرحها را بهدنبال دارد. امروزه با توجه به رویکرد اکثر سازمانهای پروژهمحور به مقوله مدیریت پروژه و طراحی ساختار متناسب با فعالیتهای خود، ضرورت نگرش به طراحی و بهبود مدیریت ریسک پروژه در چنین شرکتهایی، بیش از گذشته احساس میشود. در این راستا، اولویت با معیار ریسک نرخ ارز است و معیارهای اعمال تحریمهای بیشتر و کاهش صادرات، ریسک نرخ بهره، ریسک رکود بازار و کاهش درآمد، انتخابات و تغییر محیط اقتصادی و ریسک ورشکستگی در رتبههای بعدی قرار دارند. در این میان، معیار ریسک شریعت، کمترین اهمیت را دارد. در خصوص اولویتبندی کنترل ریسک نرخ ارز، بیشترین اولویت مربوط به روش کاهش ریسک است. بر اساس نتایج پژوهش، برای کنترل ریسک اعمال تحریمهای بیشتر و کاهش صادرات، بهترین روش کاهش ریسک پیشنهاد میشود. برای کنترل ریسک نرخ بهره، بهترین روش اجتناب از ریسک است. برای کنترل ریسک رکود بازار و کاهش درآمد، بهترین روش انتقال ریسک پیشنهاد میشود. برای کنترل ریسک انتخابات و تغییر محیط اقتصادی، بهترین روش کاهش ریسک است. برای کنترل ریسک ورشکستگی، بهترین روش اجتناب از ریسک و برای کنترل ریسک شریعت نیز، بهترین روش کاهش ریسک است.