بررسی مسئله مرگ در سرمازیستی با تکیه بر آراء ملاصدرا

نویسندگان

1 استادیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری مدرسی معارف، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران.

doi
10.30473/pms.2023.62966.1938
چکیده

مسئله سرمازیستی از مسائل نوپدید کاربرد علم  فیزیک در پزشکی است که با چالش­هایی روبه­رو شده است. یکی از اشکالات عمده به این شیوۀ نگاهداشت بدن -که جسم بیمار صعب­العلاج را با هدف درمان در آینده، برای سال­ها در حالت انجماد (۱۹۶-) حفظ می­کند و ادعا دارد که در شرایطی خاص، آن را از انجماد بیرون می­آورد- این است که سرمازیستی مفهوم مرگ را تغییر داده و در کار خداوند دخالت می­کند. از طرفی تبیین و تحلیل مسئله مرگ از دغدغه­های همیشگی برخی فیلسوفان از جمله ملاصدرا بوده است که  سعی نموده از منظر فلسفی آن را تبیین کند. این مقاله می­کوشد با توجه به مبانی فلسفی ملاصدرا همچون حرکت جوهری و رابطه نفس و بدن، چگونگی و چرایی مرگ را از منظر او بکاود و اشکال به سرمازیستی را بررسی نماید. در این مطالعه توصیفی و تحلیلی سعی شده تا با بررسی مفهوم مرگ طبیعی از دیدگاه پزشکی نوین و مقایسه آن با دیدگاه ملاصدرا در باب مرگ، به این نتیجه برسیم که آنچه ملاصدرا در توصیف لحظه مرگ بیان می­کند، مربوط به زمان بی نیازی نفس از بدن در حرکت استکمالی است که زماناً و مکاناً برای انسان مجهول است؛ چراکه استغنای نفس از بدن قابل رؤیت و اثبات نیست. بنابراین، نمی­توان ادعا کرد که در فناوری سرمازیستی، دانشمندان در پی انکار و تغییر عنوان مرگ و دخالت در کار خداوند هستند. مسئله سرمازیستی از مسائل نوپدید کاربرد علم  فیزیک در پزشکی است که با چالش­هایی روبه­رو شده است. یکی از اشکالات عمده به این شیوۀ نگاهداشت بدن -که جسم بیمار صعب­العلاج را با هدف درمان در آینده، برای سال­ها در حالت انجماد (۱۹۶-) حفظ می­کند و ادعا دارد که در شرایطی خاص، آن را از انجماد بیرون می­آورد- این است که سرمازیستی مفهوم مرگ را تغییر داده و در کار خداوند دخالت می­کند. از طرفی تبیین و تحلیل مسئله مرگ از دغدغه­های همیشگی برخی فیلسوفان از جمله ملاصدرا بوده است که  سعی نموده از منظر فلسفی آن را تبیین کند. این مقاله می­کوشد با توجه به مبانی فلسفی ملاصدرا همچون حرکت جوهری و رابطه نفس و بدن، چگونگی و چرایی مرگ را از منظر او بکاود و اشکال به سرمازیستی را بررسی نماید. در این مطالعه توصیفی و تحلیلی سعی شده تا با بررسی مفهوم مرگ طبیعی از دیدگاه پزشکی نوین و مقایسه آن با دیدگاه ملاصدرا در باب مرگ، به این نتیجه برسیم که آنچه ملاصدرا در توصیف لحظه مرگ بیان می­کند، مربوط به زمان بی نیازی نفس از بدن در حرکت استکمالی است که زماناً و مکاناً برای انسان مجهول است؛ چراکه استغنای نفس از بدن قابل رؤیت و اثبات نیست. بنابراین، نمی­توان ادعا کرد که در فناوری سرمازیستی، دانشمندان در پی انکار و تغییر عنوان مرگ و دخالت در کار خداوند هستند.