بررسی تأثیر ویژگیهای مدیریت و استراتژیهای مالی بر ریسکپذیری شرکتهای پذیرفتهشده دربازار بورس اوراق بهادار تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، پردیس بینالملل ارس، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه حسابداری، دانشکده حسابداری و علوم مالی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2023.354652.1007439چکیده
هدف: سرمایهگذاری یکی از اهرمهای قدرتمند برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی ـ اجتماعی است. از آنجایی که سرمایهگذاری اغلب با رشد و رونق اقتصادی همراه است، میتوان این انتظار را داشت که نادیدهگرفتن این موضوع میتواند به رکود یا نزول وضعیت مالی شرکت منجر شود. همچنین ریسک زمانی به مدیرانی مرتبط میشود که برای کسب سود تلاش کافی انجام ندادهاند و هرگونه شکست در عملکرد شرکت را به عوامل خارج از کنترل یا سهامداران عمده نسبت میدهند. بر اساس این استدلال، هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ویژگیهای مدیریت و استراتژیهای مالی بر ریسکپذیری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.روش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش پژوهش، تجربی از نوع پسرویدادی است. از لحاظ روش استدلال نیز در دسته پژوهشهای استقرایی قرار میگیرد که با استفاده از مشاهده اجزایی از جامعه (نمونه)، به ارائه الگویی برای کل جامعه اقدام کرده است. پژوهش حاضر از لحاظ نظری، در زمره پژوهشهای اثباتی قرار میگیرد و از لحاظ آماری، از نوع تحقیقات همبستگی است. برای آزمون فرضیههای پژوهش، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. بهمنظور اجرای پژوهش، دادههای کمی مورد نیاز برای آزمون فرضیههای پژوهش، از صورتهای مالی حسابرسی منتشر شده در سامانه جامع اطلاعرسانی ناشران (شبکه کدال) و نرمافزار رهآورد نوین استخراج شد. جامعه آماری موردمطالعه در این پژوهش، کلیه شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۰ است.یافتهها: نتایج بهدستآمده از فرضیه اول نشان میدهد که ویژگیهای مدیریت (توانایی مدیریت، بیش اطمینانی مدیریت، ارتباطات سیاسی و قدرت مدیرعامل) ریسکپذیری شرکت را کاهش میدهد. نتیجه فرضیه دوم پژوهش حاکی از آن است که استراتژیهای مالی (استراتژی سرمایه در گردش، استراتژی سرمایهگذاری و استراتژی تقسیم سود) به کاهش ریسکپذیری شرکت میانجامد.نتیجهگیری: در تحقیقات مدیریت استراتژیک، عوامل متعددی بر ریسکپذیری شرکت تأثیر میگذارد که یکی از آنها، ویژگی یا شخصیت مدیران است و دیگری استراتژیهای مالی. همچنین رفتار مدیران میتواند به تصمیمات متفاوتی منجر شود که بر شرکت و سرمایهگذاران تأثیر میگذارد. در همین راستا، نتایج بهدستآمده از فرضیه اول پژوهش حکایت از آن دارد که ویژگیهای مدیریتی، ریسکپذیری شرکت را کاهش میدهد؛ بدین معنا که هرچه مدیران شرکت، از ویژگیهای شخصیتی بالایی برخوردار باشند (بهطور مثال، مدیران توانمند یا مدیران قدرتمند و مدیران بسیار باسیاست)، از طریق تواناییهای شخصیتی خود، ریسک شرکت را برای سهامداران کمتر میکنند. در ارتباط با فرضیه دوم پژوهش میتوان گفت که استراتژیهای مالی، بر ریسکپذیری شرکت تأثیرگذار است. ارزشگذاری شرکتها از ضرورتهای برنامهریزی برای مدیران و سرمایهگذاران است. ارزشگذاری نشاندهنده چگونگی تأثیر استراتژی و ساختار مالی، بر ارزش بازار سهام شرکتهاست. ارزش شرکت برای سهامداران، سرمایهگذاران، مدیران، اعتباردهندگان و سایر ذینفعان شرکت، در ارزیابی آنها از آینده شرکت و تأثیر آن در برآورد ریسک و بازدهی سرمایهگذاری و قیمت سهام، اهمیت بسزایی دارد. بنابراین نتیجه بهدستآمده را میتوان این گونه استدلال کرد که از دیدگاه مدیریت استراتژیک، استراتژیهای مالی با استفاده از تعیین اهداف بلندمدت برای شرکت، اتخاذ تصمیمهای متناسب و مطابق با این اهداف و تخصیص منابعی برای دستیابی به اهداف مدنظر، از طریق کنترل پروژههایی با خالص ارزش منفی برای شرکت، باعث کاهش ریسکپذیری شرکت میشود. بنابراین استراتژیهای مناسب مالی، میتواند ریسکپذیری شرکت را کاهش دهد.