بررسی ارتباط نامتقارن احساسات سرمایهگذاران و نوسانهای شاخص کل بهروش مارکوف سوئیچینگ
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه مهندسی مالی و مدیریت ریسک، مؤسسه آموزش عالی ارشاد، دماوند، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه مدیریت بانکداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دکتری، گروه مهندسی مالی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2023.356277.1007444چکیده
هدف: مالی رفتاری بررسی میکند که نگاه سرمایهگذاران به بازار سرمایه و تصمیمهای آنها، از عوامل روانشناختی، نظرها و میزان ریسکپذیری آنها نشئت میگیرد و تلاش میکند تا با بررسی عوامل روانشناختی، دلیل تصمیمهای سرمایهگذاران را شناسایی کند. پژوهشگران چندین دهه است تلاش میکنند تا ارتباط مستقیم احساسات و بازده شاخص کل را به روشهای خطی بررسی کنند؛ اما این پژوهش به بررسی ارتباط نامتقارن و غیرخطی بین احساسات سرمایهگذاران، بازده و نوسانهای شاخص کل، بهتفکیک رژیمهای رونق و رکود میپردازد. رسم توابع واکنش آنی بهتفکیک رژیمها، این امکان را فراهم میکند تا اثر احساسات سرمایهگذاران بر نوسانهای بازار، در رژیمهای متفاوت بررسی شود. میزان تأثیرپذیری سرمایهگذاران از نوسانهای شاخص کل نشان داده است که در برخی دورهها، ریزش بازار زیان چشمگیری برای سرمایهگذاران به همراه داشته است؛ به همین دلیل، در پژوهش حاضر ارتباط بین روند شاخص کل و احساسات سرمایهگذاران بررسی شده است. روش: در این پژوهش از چهار معیار برای سنجش غیرمستقیم احساسات استفاده شد که با بهکارگیری روش تحلیل مؤلفههای اصلی، ابتدا شاخص ترکیبی احساسات، در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰ استخراج شد. در ادامه برای بررسی ارتباط نامتقارن احساسات سرمایهگذاران با بازده و نوسانهای شاخص کل، از مدل غیرخطی مارکوف سوئیچینگ استفاده شد. همچنین برای بررسی تأثیر شوکهای وارد شده به هریک از متغیرهای پژوهش، از توابع واکنش آنی استفاده شد. برای تخمین مدل پژوهش، از نرمافزارهای ایویوز ۱۲ و آکس متریکس ۸ استفاده شد. یافتهها: نتایج تخمین وجود رابطه نامتقارن بین احساسات سرمایهگذاران، بازده و نوسانهای شاخص کل را در رژیمهای رونق و رکود تأیید میکند. در دوران صعودی بازار سرمایه، واکنش سرمایهگذاران به نوسانهای بازار مثبت و شدید است؛ اما در دوران رکود واکنش سرمایهگذاران به نوسانهای بازار منفی است. از سوی دیگر، افزایش بازده در روند نزولی بازار، واکنش منفی سرمایهگذاران و در روند رکود، واکنش مثبت آنها را به همراه داشته است. همچنین نتایج استخراج توابع واکنش آنی نشان میدهد که شوک وارد شده به هر متغیر، در دوران رونق و رکود واکنش متفاوتی به همراه دارد. نتیجهگیری: طبق نتایج پژوهش، احتمال ماندگاری بازار در رژیم رونق ۴۱/۵۴ درصد و در رژیم رکود ۵۸/۴۶ درصد است. این موضوع گویای آن است که تمایل بازار سرمایه، به ماندگاری در رژیم رکود بیشتر است. همچنین خروجی توابع واکنش آنی استخراج شده از مدل، نشان داد که شوکهای احساسی میتوانند به تأثیرهای چشمگیری روی بازده بازار سهام منجر شوند. این تأثیرها میتوانند در رژیمهای مختلف بازار (رونق یا رکود) متفاوت باشند. نتایج پژوهش حاضر در خصوص تأثیر احساسات سرمایهگذاران بر میزان بازده و نوسانهای بازار بورس، آگاهی بیشتری را در اختیار سرمایهگذاران و نهادهای تصمیمگیرنده قرار میدهد تا مسئولان اجرایی بتوانند راهکاری را برگزینند که ضمن کنترل اخبار و شایعاتی که واکنش سرمایهگذاران را برمیانگیزاند، در جهت افزایش آگاهی سرمایهگذاران و کاهش نوسانهای بازار اقدام کنند.