تحدید تضمینات دادرسی عادلانه در پرتو امنیتگرایی در جرم پولشویی
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران
2 استاد گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران
doi
10.22106/jlj.2013.10976چکیده
تولد پارادایمو الگوی امنیتگرایی در قلمرو حقوق کیفری لیبرال، بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 در آمریکا، افراطگرایی و عوامفریبیهای به عمل آمده در خصوص لزوم امنیتگرایی، بسترهای تحدید تضمینات دادرسی عادلانه در قبال برخی از موارد بزهکاری و بزهکاران را فراهم آورد. این امنیتگرایی «دولتهای غیراقتدارگرا» در خصوص جرم، با رسوخ در اذهان و دیدگان سیاستگذاران جنایی بسیاری از کشورهای مدعی دموکراسی، نگاه حاکم بر آنان را ـ که قبل از آن، به سمت و سوی شهروندمداری در حرکت بود ـ تغییر داده است. البته این تغییر نگرش، اگرچه لزوماً به معنای سلب حقوق و آزادیهای مشروع شهروندان نیست؛ در توجیه حفظ نظم و امنیت ملی و فراملی جامعه و بهعبارتی، با استناد به نوعی مصلحتگرایی قیممآبانه و گاه، به بهانه آن است که در برخی موارد، به تحدید پارهای از صُور تضمینات دادرسی عادلانه منتهی شده است. در سایه رشد روزافزون و سازمانیافتگی جرائم در سطوح ملی و فراملی و نیز تولد گونههای نوین بزهکاری در جوامع، بُعد امنیت ـ در سطوح داخلی و فراملی ـ از اهمیت چشمگیری برخوردار گردیده است که در پرتو آن، نگاه تدوینکنندگان اسناد بینالمللی نظیر کنوانسیون وین، مریدا و پالرمو نیز تغییر یافته است. بررسی مسئله امنیتگرایی و رسوخ آن، در یکی از اشکال نوین بزهکاری یعنی پولشویی، خصوصاً در شکل سازمانیافته آن و نیز مطالعه موارد «محدودسازی تضمینات دادرسی عادلانه ـ نظیر جابهجایی بار اثبات دلیل ـ در پرتو اتخاذ سیاستجنایی امنیتمدار»، موضوع این نوشتار است.