مقایسه روانی کلامی و نامیدن در مواجهه در بیماران مبتلا به ضربه مغزی

نویسندگان

1 جراح مغز و اعصاب، بیمارستان سینا، دانشگاه علوم‌پزشکی تهران

2 دانشجوی دکتری تخصصی آمار زیستی، گروه اپیدمیولوژی و سلامت باروری، مرکز تحقیقات اپیدمیولوژی باروری، پژوهشکده زیست‌شناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه رویان، تهران

3 دکتری گفتاردرمانی، عضو هیئت علمی گروه گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران

4 کارشناس ارشد گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران

5 کارشناس گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران

6 عضو هیأت علمی، گروه آمار زیستی، دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی ایران

doi
10.22037/jrm.2017.1100366
چکیده

مقدمه و اهداف ضربه مغزی اختلال در کارکرد مغز است که یکی از جنبه‌های اصلی مشکلات این بیماران نقص در سطوح بالای زبانی از جمله نامیدن می‌باشد،ارزیابی نامیدن در بررسی توانایی تولید محتوای زبان ضروری است. از آن‌جایی که ارتقا توانایی نامیدن بر بهبود ارتباط بیماران تاثیرگذار است در پژوهش حاضر قصد بر آن است که این جنبه از اختلالات گفتار و زبان در گروه مبتلا به ضربه مغزی مورد بررسی قرار گیرد تا به آسیب­شناس گفتار و زبان در طراحی برنامه درمانی مناسب کمک کند. مواد و روش­ها پژوهش مقطعی حاضر بر روی 25 بیمار مبتلا به آسیب مغزی خفیف (20 مذکر و 5 مونث) بستری شده در بیمارستان انجام شد، بیماران بر اساس نمره Glasgow Coma Scale (بالاتر از 13) طبق نظر نورولوژیست وارد مطالعه شدند. ارزیابی مهارت نامیدن با استفاده از نامیدن در مواجهه و روانی کلامی انجام شد. یافته­ها پایایی نامیدن تصاویر در دو مرحله اول و دوم با استفاده از آزمون ضریب همبستگی درون‌رده‌ای (ICC) نشان­دهنده تکرارپذیری بالای آزمون است. همچنین بیماران عملکرد بهتری در روانی معنایی نسبت به روانی واجی نشان دادند. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد ارتباط مثبت ضعیف به سمت متوسط بین دو مهارت نامیدن تصویر و روانی کلامی مشاهده شد (100/0= ,p337/0=r). نتیجه ­گیری از آن جایی که مهارت نامیدن از جمله آزمون­های نوروسایکولوژی زبان می­باشد و در بررسی عملکرد اجرایی مهم است؛ بنابر این ارزیابی مشکلات این حیطه در بیماران آسیب مغزی در طرح­ریزی برنامه درمانی ضروری می­باشد.