ادراک و انگیزشِ عقل عملی در اندیشه صدرایی؛ تأملی بر دیدگاه صدرا

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، گروه حکمت و فلسفه و منطق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.30473/pms.2022.59563.1876
چکیده

عقل به مثابه منبعی از منابع معرفت به دو قسم نظری و عملی منقسم می­شود؛ وجود عقل نظری و نقشی که در ادراک کلیات ایفا می­کند، مورد پذیرش همگان است، اما وجود استقلالی عقل عملی (مستقل از عقل نظری) و نیز مدرِک بودنش مسئله­ای چالش­برانگیز و اختلافی است. فیلسوفان در این زمینه به دو گروه تقسیم می­شوند: برخی منکر وجود عقل عملیِ مستقل از عقل نظری گشته و گروهی قائل به آن شده و به اثباتش مبادرت ورزیده­اند. در میان دسته دوم نیز جماعتی منکر کارکرد ادراکی عقل عملی گشته و در مقابل، طائفه­ای قول به مدرِک جزئی بودن آن را اختیار کرده­اند. ملاصدرا در آثارش با تکیه بر دو ملاک (انفکاک و افعال وجودی متناقض)، وجود عقل عملی را مستقل از عقل نظری دانسته و با اِسناد مفاهیمی چون «استنباط»، «فکر»، «تروّی»، «حدس»، «الهام»، «اعتقاد» و «حکم» که ملازم ادراک هستند، ادراک جزئی را برای عقل عملی اثبات می­کند. از برخی عبارات وی کارکرد انگیزشی نیز فهم می­شود. ما در این نوشتار ضمن ارائه صورت­بندی نوینی از نظریه صدرا به مناقشه صغروی (و نه کبروی) در دو ملاک مذکور پرداخته و با عنایت به اینکه همه انواع ادراک جزئی، قوای مناسب به خود (مانند حاسه، متخیله و متوهمه) را دارند، با به­کارگیری روش توصیفی- تحلیلی به این نتیجه رهنمون شده­ایم که عقل عملی وجودی مستقل از عقل نظری ندارد و بالتبع کارکرد ادراکی و انگیزشی نیز برای آن متصور نیست.