نقش فطرت در هدایت‌پذیری انسان‌ها از دیدگاه ملاصدرا

نویسندگان

1 استادیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق، تهران، ایران

doi
10.30473/pms.2022.52487.1777
چکیده

ملاصدرا در باب نقش فطرت در هدایت­پذیری انسان، تعابیر گوناگونی دارد. در مواضعی فطرت همه انسان­ها را قوه و استعداد کسب فضایل و رذایل و در همه انسان­ها یکسان دانسته که نتیجه این امر یکسان­انگاری انسان­ها در امر هدایت­پذیری است. در مواضع دیگری فطرت انسان را عامل هدایت دانسته و ضلالت را اکتسابی می­داند و در مواردی نیز از انسان­هایی سخن گفته است که فطرتشان بر کفر سرشته شده و امکان معرفت حق و شایستگی هدایت را ندارند. به نظر می­رسد فهم اختلاف اقوال در آثار ملاصدرا با توجه به نگاه تشکیکی او و اعتقاد وی به تمایز سرشت و خمیرمایه اولیه انسان­ها میسر است. از نظر صدرالمتألهین نفوس و ابدان انسانی از بدو آفرینش، در صفا و کدورت، شدت و ضعف و شرافت و خست با یکدیگر تفاوت دارند و همین امر به تمایز آنان در گرایش به خیر و شر انجامیده است. بر این اساس با طیفی از انسان­ها مواجهیم که در دو سر این طیف، هدایت­یافتگان و گمراهان قطعی هستند و در میانه آن، انسان­های متمایل به خیر یا شر و یا در حد وسط آن دو. با وجود تصریح ملاصدرا در به­کارگیری تعابیری چون کفر فطری و گمـراهی سرشتی، از آنجا که وی بر عنصر اختیار در شکل­گیری فعل انسان تأکید فراوانی دارد، شارحان چنین تعابیری را به معنای  اقتضاء و علیت ناقصه سرشت انسانی در گرایش به کفر دانسته­اند، نه حتمیت و ضرورت.