نقش حمل محیط و محاط در تبیین نظریه وحدت شخصی وجود
نویسندگان
1 دکترای الهیات، دانشگاه دولتی یاسوج، یاسوج، ایران
2 دانشآموخته سطح چهار حوزه، مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی، مشهد، ایران
doi
10.30473/pms.2019.47197.1712چکیده
وحدت شخصی وجود یکی از نظریات اساسی و چالشبرانگیز در حوزه تبیین نحوه ارتباط خداوند با مخلوقات است. مدعای این تحقیق آن است که تنها از طریق حمل محیط و محاط میتوان به تبیین صحیح این نظریه پرداخت؛ به گونهای که نه همهخدایی لازم آید و نه شأن مخلوقات و خداوند متعال به یکدیگر سرایت کند. ارکان این حمل متشکل از سه ضلع محیط، محاط و احاطه است. وجود محیط باید در عین بساطت از سعه برخوردار باشد تا کثرت بلاضم ضمیمه در آن معنای محصلی یابد و وجود محاط در عین واقعی بودن باید غیراستقلالی باشد. در چنین حالتی احاطه میان محیط و محاط ارتباط برقرار مینماید و کثرات بدون آنکه نیازی به استقلال داشته باشند، دارای نفسالامر و اموری حقیقی خواهند بود، بدون آنکه خللی در دایره احاطه خداوند بر مخلوقات صورت پذیرد. دو چالش اساسی در باب وجود رابطی محاط پدید آمده که با توجه به شاخصههای حمل محیط و محاط بدان پاسخ داده شده است. از جمله خصوصیات این حمل نسبتهای متفاوت محیط و محاط با یکدیگر است؛ به گونهای که در عین دور بودن محاط از محیط میتوان محیط را نسبت به محاط در همان نزدیک تصور کرد. ادبیات حمل محیط و محاط از مواردی است که در آیات و روایات در تصویر رابطه خلق و حق بدان تصریح شده است که به برخی از آنها اشاره میشود.