دلالت‌های روان‌شناختی حکمت متعالیه ملاصدرا

نویسندگان

1 دکتری روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 دانشیار روان‌شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

4 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.30473/pms.2020.51154.1763
چکیده

هدف از این پژوهش استخراج مفاهیمی از بطن حکمت متعالیه برای شکل­دهی به یک نظریه روان­شناسی است. فرضیه اساسی این است که آرای صدرالمتألهین حاوی دلالت­های مورد نیاز برای شکل­دهی به یک نظریه روان­شناسی است. فرض­های دوم و سوم این است که می­توان برای بخش­های مختلف یک نظریه روان­شناسی، دلالت­های متناسب را از حکمت متعالیه ملاصدرا استخراج کرد. همچنین نظرات ملاصدرا در قیاس با نظریات موجود در روان­شناسی، صاحب مفاهیم راهگشا و تبیین­کننده است. نتایج حاصل از پژوهش، این فرض­ها را تأیید کرده و نشان می­دهد که آرای ملاصدرا حاوی مفاهیم مهمی برای علم روان­شناسی است و با بررسی انسان­شناسی صدرایی، پیش­فرض­های اساسی در یک رویکرد روان­شناسی را می­توان استخراج کرد. در این مقاله پیش­فرض­هایی در زمینۀ هستی­شناسی استخراج و به تناسب در زمینه «جایگاه انسان در عالم» با رویکرد اگزیستانسیالیسم و در زمینۀ «تعریف انسان» با رویکرد رفتارگرایی در قیاس قرار گرفته است. همچنین برخی پیش­فرض­های مربوط به «تحول و رشد انسان» استخراج شده است و در زمینه «غرایز انسان» با رویکرد روان تحلیلی و «ویژگی­های تحول» با نظریه «ساخت و سازگرایی» پیاژه مورد قیاس قرار گرفته است. در زمینه مراتب بی­نهایت تحول در آرای صدرایی، مابه­ازایی در روان­شناسی برای قیاس یافت نشد.