نظریه ملاصدرا در روش فهم متشابهات قرآنی؛ از ایده‌پردازی تا عمل

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، ایران

doi
10.30473/pms.2021.57246.1835
چکیده

هر یک از مکاتب تفسیری برای فهم متشابهات قرآنی شیوه­ای دارند. ملاصدرا پیش از طرح نظریه خود، روش­های متداول بین سایر اندیشمندان را به دقت بررسی و ارزیابی می­کند. او در حرکتی سلبی، روش­ تشبیهی ظاهرگرایان را به جهت نادیده گرفتن احکام عقل و بی­توجهی به مقام قدس الهی نمی­پذیرد و شیوه تنزیهی اهل اعتزال و فیلسوفان را که این­گونه آیات را با کنار نهادن معنای ظاهری، به نحو ­بی­ضابطه تأویل می­کنند، بیش از روش اهل ظاهر مورد انتقاد قرار می­دهد. وی با متکلمان اشعری که در برخی آیات به تشبیه و در برخی دیگر به تنزیه گرایش دارند نیز مخالفت می­کند. وی سپس در حرکتی ایجابی روش راسخان در علم را معرفی می­کند. در این روش پس از حذف خصوصیات مربوط به مصادیق عرفی و مادی، جان معنا استنباط می­شود. به این ترتیب، ارواح معانی اموری چون قلم، دست، صورت و کرسی در مورد امور معقول و الهیاتی نیز ملاحظه می­شود. از این­رو اطلاق این نام­ها برای اوصاف و افعال الهی به نحو حقیقت است. ملاصدرا افزون بر ایده­پردازی، در عمل نیز‌ با کمک نظریه خود توانسته است در موارد بسیاری بدون دست­شستن از معنای ظاهری، تفسیری از آیات متشابه ارائه ­دهد. برای داوری درباره حرکت ملاصدرا در این مسیر، لازم است که نوع تأثیر اندیشه­های عرفانی و فلسفی وی در تفسیر متشابهات، میزان توجه او به معنای ظاهری و نگاه­داشت آن و مراجعه او به روایات مورد ارزیابی قرار گیرد. ملاحظه آثار صدرا نشان می­دهد که وی برای فهم متشابهات، گاهی مطابق روش پیشنهادی خود عمل نکرده است.