دیالکتیک وجود و حضور در ساحت فلسفه ملاصدرا

نویسندگان

1 استادیار فلسفه و حکمت اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.30473/pms.2021.56289.1825
چکیده

وجود و حضور دو اصل و مبنا در عرصه هستی­شناسی و معرفت­شناسی حکمت صدرایی است. ملاصدرا در بُعد هستی­شناسی بر اساس اصالت وجود، حقیقت وجود را موضوع فلسفه قرار می­دهد. گرچه وی در برخی مواضع مانند ابن­سینا از موجود بماهوموجود به عنوان موضوع فلسفه نام می­برد، اما در نهایت مسیر خود را جدا کرده و حقیقت وجود را به عنوان موضوع فلسفه برمی­گزیند. وی در اثبات موضوع فلسفه همچون فلاسفه پیشین، دو ملاک بداهت و کلیت را مد نظر داشته است. بداهت و کلیت وجود در فلسفه صدرا ناظر به حقیقتی است که عین خارجیت و مبدئیت اثر است، اما بداهت و کلیت موجود در فلسفه ابن­سینا ناظر به مفهومی است که با وسعت خود، تمامی موجودات عالم را به صورت تشکیک­وار در برمی­گیرد. موضوعیت حقیقت وجود در حکمت صدرایی و محوریت آن در مباحث و مسائل فلسفی مستلزم محوریت حضور در عرصه معرفت­شناسی این حکمت است؛ چرا که معرفت به حقیقت وجود جز از طریق فهم حضوری و شهودی امکان­پذیر نیست و آنچه از حقیقت وجود در محدوده ذهن و از طریق معرفت حصولی برای آدمی به دست می­آید، نمایی ضعیف از آن است. وجود مجلای حقیقت و حضور است و این تنیدگی وجود و حقیقت و حضور شاکله هستی­شناسی و معرفت­شناسی فلسفه ملاصدرا را تشکیل می­دهد.