پیادهسازی رویکرد استوار نسبی برای انتخاب پرتفوی بهینه در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از برنامهریزی مخروطی مرتبه دوم
نویسندگان
doi
10.22059/frj.2021.316147.1007118چکیده
هدف: هدف این پژوهش، بهکار بردن رویکرد استوار نسبی برای حداقلکردن حداکثر پشیمانی است. برای مواجهه با عدم قطعیت موجود در دادههای ورودی، مدل بهینهسازی پرتفوی مارکویتز با استفاده از بازآفرینی مدل مارکویتز، بهصورت مدل مخروطی مرتبه دوم در نظر گرفته شده است. پشیمانی را میتوان اختلاف بین جواب بهدستآمده از جواب بهینه، تحت یک دسته داده ورودیِ مشخص تعریف کرد. این رویکرد با استفاده از سناریوها، عدم قطعیت موجود در دادههای ورودی مدل را در نظر میگیرد. همچنین، برای مقایسه رویکرد استوار نسبی و مدل مارکویتز، از مدل بهینهسازی استوار پرتفوی برتسیماس و سیم استفاده شده است که عدم قطعیت را بهصورت فاصله در نظر میگیرد. روش: با استفاده از بازدهیهای سهام موجود در شاخص 50 شرکت فعالتر بورس اوراق بهادار تهران، از ابتدای سال 1395 تا انتهای سال 1397، وزنهای سهام موجود در پرتفویهای بهینه هر سه مدل برآورد شد و با استفاده از دادههای سال 1398، روی آنها آزمون بروننمونهای انجام گرفت. یافتهها: بر اساس یافتههای پژوهش، رویکرد استوار نسبی مدل مارکویتز، در آزمون خارج از نمونه روی بیشتر نقاط متناظر مرز کارا در قیاس با مدل مارکویتز عملکرد بهتری را نشان میدهد. همچنین رویکرد استوار برتسیماس و سیم بر اساس وزنهای بهترین شارپ دروننمونهای، عملکرد بهتری از مدل مارکویتز داشته است. نتایج آزمونهای آماری، تفاوتی در عملکرد خارج از نمونهای بین دو رویکرد استوار نسبی و برتسیماس و سیم نشان نداده است. نتیجهگیری: نتایج حاضر نشان میدهد که رویکرد استوار نسبی در مقایسه با رویکرد میانگین واریانس، کمابیش میتواند برای بیشتر اشخاص با ترجیحات ریسک و بازده متفاوت، عملکرد بهتری داشته باشد. همچنین، رویکرد ارائهشده میتواند معیار ریسک جدیدی برای استفادهکنندگان ارائه دهد و در انتخاب پرتفوی بهینه مورد توجه قرار گیرد. بهعلاوه، افراد در انتخاب بین دو رویکرد استوار نسبی و استوار مطلق بیتفاوتاند.