بررسی نظریۀ عدالت اجتماعی صدرا از منظر فلسفۀ سیاسی

نویسندگان

1 پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

2 استاد تمام گروه فلسفۀ دانشگاه باقر العلوم

doi
10.30473/pms.2019.47214.1713
چکیده

براهدف اصلی از نگارش این مقاله پاسخ به پرسشهای بنیادین عدالت پژوهی مطرح در حوزۀ فلسفه سیاسی بود. برای دست یابی به این هدف، ابتدا با بررسی دقیق آثار صدرا دیدگاه‌های او در باب عدالت اجتماعی استخراج شد، سپس تلاش گردید پاسخ‌های صریح ایشان به این پرسشها استنطاق شود. بر این اساس یافته‌های پژوهش حاکی از آن بود که: 1. از منظر وی سه مبنا برای نظریۀ عدالت مطرح است (ماهیت ذات بشر، چگونگی رابطۀ انسان‎ها با یکدیگر در وضعیت فرضی پیشااجتماع و رابطۀ ذات انسان با چگونگی شکل‎گیری جامعه توسط وی)؛ 2. عدالت هدف غایی و فضیلت حقیقی نیست؛ 3. شریعت منبع دست‎یابی به محتوای عدالت است؛ 4. عدالت اجتماعی امری قراردادی است؛ و نهایتاً این که 5. امکان استقرار عدالت در جامعه تنها از طریق تلاش ممکن است. از نتایج استقرار عدالت در جامعه حاکمیت عقلانیت است و جامعه بدون عدالت بستری مناسب برای زندگی سعادت‌مندانه نیست. نکته مهم آن که بسیاری از پرسش‎های بنیادین فلسفۀ سیاسی در باب عدالت‎ در آثار صدرا بی‎پاسخ می‎مانند.