سازگاری با شرایط تغییر اقلیم در حوضه آبریز مارون
نویسندگان
1 دانشکده مهندسی عمران، آب و محیط زیست، پردیس فنی و مهندسی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه مهندسی عمران – آب، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
3 گروه مهندسی عمران، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
10.22059/ijswr.2022.346850.669336چکیده
در سالهای اخیر تغییراقلیم ناشی از افزایش دما، از جمله مسائل مهم زیست محیطی بوده است که اثرات قابل توجهی بر منابع آب شیرین گذاشته است. هدف از این تحقیق بررسی سازگاری منابع و مصارف آب موجود با تغییر در سطح و الگوی کشت و تحلیل نیازهای پایین دست سد مخزنی مارون تحت اثر تغییر اقلیم میباشد. به منظور بررسی اثر تغییر اقلیم بر بارش، دما و جریان ورودی به سد مارون در سه دورهی (2021-2040)، (2041-2060) و (2061-2080) از پنج مدل گردش عمومی جو MIROC-ESM، MPI-ESM-MR، HadGEM2-ES، EC-EARTH و GFDL-ESM2M ، تحت تاثیر چهار سناریو انتشار گاز گلخانه ای RCP2.6، RCP4.5، RCP6 و RCP8.5 استفاده شد. در مرحله نخست اثرات تغییر اقلیم بر میزان جریان ورودی به سد مارون با استفاده از مدل SWAT شبیهسازی شد. برای واسنجی و اعتبارسنجی SWAT از دادههای جریان ماهانه اندازهگیری شده در ایستگاه ایدنک و ایستگاه تنگ تکاب استفاده شد. شاخص نش-ساتکلیف ایستگاه ایدنک در مرحله واسنجی 69/0 و اعتبارسنجی 65/0 و در ایستگاه تنگ تکاب بهبهان در مرحله واسنجی 67/0 و اعتبارسنجی 59/0 به دست آمد. برای شبیه سازی جریان در دورههای آینده، بارش و دمای هوا تحت چهار سناریو ذکر شده با استفاده از مدل LARS-WG ریزمقیاس گردید و با ورود دادههای بارش و دمای ریزمقیاس شده به مدل SWAT، جریان ورودی به سد شبیه سازی شد. نتایج نشان داد که اگر چه میزان بارش در منطقه افزایش داشته اما افزایش دما در این حوضه اثر بیشـتری در کـاهش میـزان جریان داشته اسـت. جریان ورودی سد مارون در دوره حاضر و آینده به عنوان یکی از ورودیهای مهم مدل MODSIM استفاده شدند. با جمعآوری سایر اطلاعات مورد نیاز، تخصیص آب به هر نیاز در هر دوره انجامشده و شاخص عملکردی اطمینانپذیری محاسبهشد. بر اساس نتایج حاصله، تغییر اقلیم بر تخصیص آب به نیازهای موجود اثرگذار بوده به گونه ای که میانگین تخصیص صورتگرفته به نیازها را حداقل 2% و حداکثر 6.25% نسبت به وضع موجود کاهش خواهد داد در این مقاله تلاش شده است با تغییر در الگوی کشت، سطح زیر کشت و شاخص اعتماد پذیری در وضع موجود را حفظ کرد. در این شرایط در دسته B3 به عنوان سخت ترین اثرگذاری شرایط تغییر اقلیم، میتوان با کاهش 9% سطح کشت یونجه، 15% سطح کشت ذرت دانهای پاییزه، 17% سطح کشت گندم، 5% سطح کشت سیب زمینی، و افزایش 9% سطح کشت جو و کنجد، 15% سطح کشت ذرت علوفهای پاییزه، 17% سطح کشت گوجه فرنگی و 5% سطح کشت باقلا، شرایط فعلی را از نظر سطح زیر کشت و شاخص اعتمادپذیری حفظ کرد.