مقایسه عملکرد روانی کلامی در کودکان دارای ناتوانی یادگیری و کودکان بهنجار
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی، گروه گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پژشکی تهران. تهران، ایران
2 گروه اپیدمیولوژی و سلامت باروری، مرکز تحقیقات اپیدمیولوژی باروری، پژوهشکده زیستشناسی و علوم پزشکی تولید مثل جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه رویان، تهران، ایران.
3 کارشناس ارشد گفتاردرمانی، گروه گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
4 کارشناس ارشد گفتاردرمانی، گروه گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
5 دانشجوی دکترا، گروه گفتاردرمانی، دانشکده توانبخشی، دانشگاه علوم پزشکی تهران. تهران، ایران
doi
10.22037/jrm.2017.1100423چکیده
مقدمه و اهداف اختلال نامیدن مدتهاست در کودکان دارای ناتوانی یادگیری مورد توجه محققان است. یکی از جنبههای مطالعه مهارت نامیدن که در این جمعیت کمتر مورد بررسی قرار گرفته، عملکرد روانی کلامی است. مطالعه حاضر در نظر دارد ضمن مقایسه عملکرد روانی کلامی در کودکان دارای ناتوانی یادگیری و کودکان بهنجار، تاثیر ویژگیهای دموگرافیک را بر عملکرد روانی کلامی مورد مطالعه قرار دهد. مواد و روشها مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی بود؛ آزمودنیها متشکل از دو گروه آزمایش شامل 30 کودک دارای ناتوانی یادگیری (15 مذکر و 15 مونث؛ با میانگین سنی 20 /1±90/8 سال) با تشخیص روانپزشک و گروه کنترل شامل 30 کودک بهنجار (15 مذکر و 15 مونث؛ با میانگین سنی 39/1±71/8 سال) بودند که از نظر سن، جنس و پایه تحصیلی با گروه کنترل همگن شده بودند. عملکرد روانی کلامی در قالب دو تکلیف روانی معنایی و روانی واجی بهصورت انفرادی بررسی شد. یافتهها میانگین امتیاز عملکردهای روانی معنایی و روانی واجی گروه آزمایش به صورت معنادار پایینتر از گروه کنترل بود (001/0>p)؛ مشابه یافته فوق در ارتباط با میانگین تعداد انتقالها و اندازه خوشه بهدست آمد (001/0>p). تفاوت میانگین امتیاز عملکردهای روانی معنایی و واجی بین سنین مختلف در هر دو گروه معنادار بود (05/0>p)؛ اما در هر دو گروه، تفاوت آماری معناداری در میانگین امتیاز عملکردهای روانی بین دو جنس مشاهده نشد (05/0<p). نتیجهگیری نتایج مطالعه حاضر بیانگر ضعف عمومی کودکان دارای ناتوانی یادگیری در عملکرد روانی کلامی است. بهبود عملکرد روانی کلامی در هر دو گروه مورد مطالعه با افزایش سن میتواند بیانگر نقش افزایش تجربه خواندن بر بهبود مهارت نامیدن باشد، در حالیکه جنسیت تاثیری بر عملکرد روانی کودکان در هر دو گروه نداشت. با توجه به اهمیت نامیدن و دانش واژگانی در سوادآموزی، نتایج پژوهش حاضر لزوم بررسی بیشتر و دقیقتر عملکرد روانی کلامی را در کودکان دارای ناتوانی یادگیری نشان میدهد.