بهینهسازی سبد سهام در سطح صنایع همراه با در نظر گرفتن محدودیتها در عمل: میزان نقدشوندگی، هزینه معاملات، ضریب گردش سبد و خطای تعقیب
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، گروه علوم اقتصادی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه علوم اقتصادی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه علوم اقتصادی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
doi
10.22059/frj.2021.319983.1007148چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بهینهسازی سبد سهام در سطح صنایع برای یک شرکت سرمایهگذاری در عمل با در نظر گرفتن برخی محدودیتها (میزان نقدشوندگی هر صنعت در یک ماه، هزینه معاملات، ضریب گردش سبد و خطای تعقیب) است.روش: ابتدا آزمون فرضیه پژوهش انجام شد. در مرحله اول، بهینهسازی بدون اعمال محدودیتها و سپس بهینهسازی با اعمال همه محدودیتها بهجز خطای تعقیب و در مرحله سوم بهینهسازی با اعمال همه محدودیتها اجرا شد.یافتهها: آزمون فرضیه نشان داد که بهینهسازی سبد نسبت به ساخت سبد تصادفی، نسبت شارپ بالاتری را نتیجه میدهد و از نظر آماری معنادار است. یافتههای مرحله اول نشان داد که این شرکت از مرز کارا فاصله دارد و برای هدفگذاری حداکثرسازی بازده، حداقلسازی ریسک و حداکثرسازی نسبت شارپ وزنهای صنایع باید تغییر کند (پیشنهاد میشود که وزن صنعت قندوشکر و دارویی بیشتر از صنایع دیگر شود). یافتههای مرحله دوم نشان داد که این شرکت باز هم از مرز کارا فاصله دارد و مرز کارا کوچکتر شده و بهسمت پایین و راست انتقال یافته است (پیشنهاد میشود که وزن صنعت قندوشکر و دارویی بیشتر از صنایع دیگر شود). در نهایت، یافتههای مرحله سوم نشان داد که این شرکت باز هم از مرز کارا فاصله دارد و مرز کارا بهطور مجدد کوچکتر شده و بهسمت پایین و راست انتقال یافته است (پیشنهاد میشود که وزن صنعت استخراج کانههای فلزی و شیمیایی بیشتر از صنایع دیگر شود).نتیجهگیری: اعمال محدودیتهای دنیای واقعی، نتایج متفاوتی را رقم میزند.