نقش تقریرهای مختلف اختیار در به‌کارگیری نظریه‌های مجازات (با تأکید بر دیدگاه ملاصدرا)

نویسندگان

1 استادیار مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، ایران(نویسنده مسئول)

doi
10.30473/pms.2019.41423.1624
چکیده

اختیار یکی از مباحث فلسفی است که در علوم انسانی کارکردهای مهم و قابل توجهی دارد. تقریرهای مختلفی از اختیار ارائه شده است که هر یک آثار و کارکردهای ویژه و جداگانه­­ای در علوم انسانی دارند؛ از جمله «به‌کارگیری نظریه­های حقوقی دربارۀ مجازات متخلفان». در این مقاله پس از معرفی اجمالی تقریرهای مختلف اختیار و دو نظریۀ عمدۀ حقوقی دربارۀ مجازات (مجازات­گرایی و فایده­گرایی)، نسبت تقریرهای مختلف اختیار با نظریه­های حقوقی دربارۀ مجازات سنجیده شده و این نتیجه به‌دست آمده است که نظریۀ حقوقی مجازات­گرایی، صرفاً بر پایۀ تقریر ناسازگارگرایانه از اختیار بنا می­شود و تنها این تقریر از اختیار است که می­تواند نظریۀ مجازات­گرایی را به‌کار گیرد؛ برخلاف نظریۀ حقوقی فایده­گرایی که نسبت به اختیار لابشرط است و همۀ تقریرهای مختلف اختیار و حتی نگرش جبرگرایی می­توانند این نظریه را برای مجازات متخلفین به­کار گیرند. بر اساس این نتیجه، دیدگاه ملاصدرا دربارۀ مجازات استخراج شد. او ـ به‌عنوان یک فیلسوف سازگارگرا ـ قابلیت مدح و ذم و استحقاق مجازات را انکار نمی­کند اما در یک رویکرد فروکاهنده، از غلظت این مفاهیم در یک نظام فکری ناسازگارگرا می­کاهد و آنها را به معنایی دیگر ـ که در نظام فکری سازگارگرایی قابل استفاده­اند ـ تنزل می‌دهد. همین امر موجب شده رویکرد او از حیث کارکردهای عملی، به نظریه­های فایده­گرا در مجازات بسیار شبیه باشد.