بررسی نقش عاطفه به‌عنوان واسط عمل و نظر از منظر ملاصدرا

نویسندگان

1 استادیار فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج، ایران(نویسنده مسئول)

doi
10.30473/pms.2019.42018.1632
چکیده

اینکه ادراکات محض انسان چرا و چگونه به عمل منجر می‌شوند یکی از مسائل مهم  در حوزه انسان‌شناسی است. به نظر می‌رسد عواطف انسان به عنوان ادراکاتی که فاعل آنها عقل عملی است، می‌توانند گزینه مناسبی برای توجیه رابطه میان عمل و نظر باشند. ملاصدرا به‌عنوان یکی از فیلسوفان مکتب‌ساز در فلسفه اسلامی و فیلسوفی که نگاه جامع‌نگر به مسایل مختلف دارد، رابطه میان عمل و نظر و چگونگی حصول فعل از نظر را مورد توجه قرار داده است. با این حال، اگرچه او با تکیه بر عقل عملی درصدد توجیه این رابطه است، اما به عاطفه مستقیماً توجه نکرده است. او معتقد است علاوه بر شناخت محض، ادراکاتی وجود دارد که همان لذت و الم هستند. این ادراکات حاصل شناسایی ملایمت یا عدم ملایمت پدیده‌ها با نفس هستند و به‌همین دلیل ادراک محض را به عمل منتهی می‌کنند. حالات عاطفی یا نوعی لذت هستند یا نوعی الم، پس عواطف واسط عمل و نظر هستند. از آنجا که عواطف شناختی‌ـ‌ارزشی بوده و متناسب با باورها و اهداف ما شکل می‌گیرند، هم می‌توانند افعالی را رقم بزنند که با طبع حیوانی  متناسب است و هم افعالی که با طبع انسانی ما هماهنگی داشته و از اهداف و غایات والای ما ناشی شده‌اند. پس اگرچه عواطف اموری شناختی هستند و همه انسان‌ها از آنها بهره‌مندند اما لزوماً اختیاری و معقول نیستند.

کلیدواژه‌ها