نقش چینهنگاری مکانیکی در هندسه چینخوردگی، با استفاده از دادههای زیرسطحی مطالعهی موردی: تاقدیسهای آغاجاری و پازنان (جنوب فروبار دزفول)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه زمینشناسی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استاد، گروه زمینشناسی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 دکترا، مدیریت اکتشاف، شرکت ملی نفت ایران، تهران، ایران
4 دانشیار، پژوهشکده علوم زمین، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، تهران، ایران
doi
10.22071/gsj.2018.104652.1309چکیده
اهمیت چینهنگاری مکانیکی سنگها در جنبششناسی چینها از دیرباز مورد توجه زمینشناسان ساختمانی بوده است. دو پارامتر تغییرات رخساره رسوبی و ستبرای واحدهای کمقوام، نقش تعیینکنندهای در فعالیت توالیها به عنوان افقهای جدایشی ایفا میکنند. هدف این پژوهش، بررسی نقش چینهنگاری مکانیکی بر هندسه چینخوردگی در دو تاقدیس هیدروکربنی آغاجاری و پازنان در پهنه فروبار دزفول است. به همین منظور از برشهای لرزهای، اطلاعات چینهنگاری و نمودارهای پتروفیزیکی برخی از چاههای موجود در گستره و همچنین مطالعات چینهنگاری پیشین ناحیه دزفول استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که سازند گرو یکی از سطوح اصلی جدایشی میانی در ساختار آغاجاری به شمار میآید و تاثیر بسزایی در کنترل هندسه چینخوردگی توالی پُرقوام کرتاسهزیرین تا الیگومیوسن (سازندهای فهلیان تا آسماری) داشته است. سازند تبخیری دشتک و سایر سازندهای تبخیری کمقوام به سن ژوراسیک میانی- بالایی (عدایه، علن و سرگلو) نیز در ساختمان آغاجاری فعال بودهاند. در مقابل، در بیشتر بخشهای ساختمان پازنان، سازند گرو با تغییر به رخساره کمژرفتر همیپلاژیک و سازندهای ژوراسیک با تبدیل شدن به رخساره آهکی پرقوام سازند سورمه، ویژگی مکانیکی لازم را برای ایجاد سطوح جدایشی میانی نداشتهاند. بر پایهی شواهد موجود،مرز تغییر رخسارهی سازندهای یاد شده در گستره مورد مطالعه، از بین دو تاقدیس پازنان و آغاجاری عبور میکند. افزون بر این، به نظر میرسد که فعالیت بلندای هندیجان-ایذه نیز بر کنترل رخساره سازند گرو تاثیر داشته است. همچنین بر اساس ویژگیهای هندسی و ارائه مدل مفهومی هندسی از تکوین این ساختارها، سبک چینخوردگی تاقدیسهای یاد شده از نوع جدایشی گسلخورده نامتقارن پیشنهاد میگردد.