ارتباط غیرخطی بین قدرت مدیرعامل و ساختار سرمایه با تأکید بر نقش اندازه شرکتها
نویسندگان
1 استاد، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 کارشناس ارشد، گروه حسابداری، مؤسسه آموزش عالی کار، قزوین، ایران.
doi
10.22059/frj.2020.301393.1007015چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی ارتباط بین قدرت مدیرعامل و تصمیمهای ساختار سرمایه با تأکید بر نقش تعدیلگری اندازه شرکتها، در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: در راستای دستیابی به هدف پژوهش، با استفاده از روش تحلیل مؤلفههای اصلی، قدرت مدیرعامل و بهکمک معیارهای دوگانگی وظیفه مدیرعامل، مدت تصدی مدیرعامل و درصد مالکیت مدیرعامل اندازهگیری شد. همچنین، از معیارهای اهرم مبتنی بر ارزش دفتری، اهرم مبتنی بر ارزش بازار، اهرم کوتاهمدت و اهرم بلندمدت، بهعنوان نمایندههای ساختار سرمایه بهره گرفته شد. فرضیههای پژوهش، بر مبنای نمونه آماری متشکل از 106 شرکت، طی دوره 8 ساله از سال 1390 تا 1397 و با استفاده از مدلهای رگرسیونی چندمتغیره آزمون شدند. یافتهها: بین قدرت مدیرعامل و اهرم مبتنی بر ارزش دفتری و اهرم کوتاهمدت، رابطه غیرخطی معناداری وجود ندارد. از سوی دیگر، بین قدرت مدیرعامل و اهرم مبتنی بر ارزش بازار، رابطه غیرخطی (U معکوس) معنادار و بین قدرت مدیرعامل و اهرم بلندمدت، رابطه خطی (مثبت) معنادار وجود دارد. علاوه بر این، در شرکتهای بزرگ، بین قدرت مدیرعامل و اهرم مبتنی بر ارزش دفتری، اهرم مبتنی بر ارزش بازار و اهرم کوتاهمدت، رابطه غیرخطی (U شکل) معنادار و بین قدرت مدیرعامل و اهرم بلندمدت، رابطه غیرخطی (U معکوس) معناداری وجود دارد. نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که قدرت مدیرعامل، یکی از عوامل تأثیرگذار بر ساختار سرمایه شرکتهاست. همچنین، مدیران قدرتمند شرکتهای بزرگ در تصمیمهای تأمین مالی خود رویه مشابهی اتخاذ نمیکنند.