مروری بر مبانی و کاربرد شاخص اتصال رسوبی در مطالعات فرسایش خاک

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت منابع خاک، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد، ایران

2 استاد، پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

3 استادیار گروه علوم و مهندسی خاک؛ دانشکده کشاورزی؛ دانشگاه شهرکرد؛ شهرکرد؛ ایران.

4 دانشیار گروه علوم و مهندسی خاک، دانشگاه تهران، کرج، ایران

doi
10.22059/ijswr.2022.345385.669310
چکیده

شناسایی مناطق تولید رسوب، الگوهای تحویل آن از منابع تولید به شبکه انتقال و در نهایت نهشتن آن در مخازن، برای مدیریت فرسایش خاک ضرورت دارد. واژه اتصال توصیف­کننده ارتباط بین منابع تولید رواناب و رسوب در سراب حوزه­های آبخیز و مخازن مربوطه در پایاب است. بر اساس نوع رویکرد، دو نوع اتصال ساختاری و کارکردی وجود دارد. شاخص­ اتصال رسوب (IC) از پرکاربردترین شاخص‌ها برای کمی­سازی اتصال رسوب است. انتخاب عامل وزنی یکی از موضوعات چالش برانگیز در محاسبه IC است و متناسب با شرایط هر منطقه، ویژگی­های سطح خاک و داده­های موجود، انتخاب می­شود. این پژوهش با هدف بررسی، مرور و تحلیل مطالعات گذشته در زمینه IC انجام شد تا بتوان بر مبنای آن نگاهی جامع به شیوه­های کمی­سازی اتصال رسوب داشت و رهیافت­های مناسب­تر را برای تحقیقات آینده در این زمینه معرفی کرد. در این مطالعه 90 مرجع در رابطه با ابعاد مختلف IC مرور شده است. بررسی­ 25 پژوهش روی عامل وزنی IC منتشر شده در بازه زمانی سال­های 2008 تا 2022 نشان داد که دو متغیر عامل C مدل USLE و زبری سطحی، به­ترتیب با 31 و 25 درصد فراوانی، بیش­ترین کاربرد را به خود اختصاص داده‌اند. با توجه به نتایج این پژوهش، بررسی اتصال رسوب با در نظر گرفتن همزمان اتصال ساختاری و کارکردی در مقیاس‌های زمانی متفاوت، پیشنهاد می‌شود. در نتیجه با شناخت بهتر IC، می­توان از آن به­عنوان ابزاری برای مدیریت پایدار آبخیزها استفاده ­کرد.